مسئولیت نفس

می خواست خودکشی کند .

می دانست برای چه ، نمی دانست چگونه .

در یافتن نقطه بهینه
نقطه بهینه امکان خودکشی آبرومند

سالها دویده بود

تصمیمش را گرفت ، خودش را توی ماشین زمان انداخت

در بین چرخ دنده هایش ، خرد شد

اما خندان بود ، خم به ابرو نیاورد

کمری برایش نماند ولی احتمالا کمر زیر بار فشار خم نمی کرد .

و همچنان صدایش در گوشم است

آن موقع که میگفت :
نمی شکنم چرخ زمان را کند می کنم
این ماشین به هضم حرفها عادت دارد
اما جانها را سخت از سرش باز می کند

تا کی این صدا را به خاطر دارم . . .


QR Code

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *