که او هرگز نمی خواهد چنین آیینه ی وحشت نما باشد

خدا از هرچه پنداری جدا باشد

خدا هرگز نمی خواهد خدا باشد

نمی خواهد خدا بازیچه ی دست شما باشد

که او هرگز نمی خواهد چنین آیینه ی وحشت نما باشد

هراس از وی ندارم من

هراسی زین اندیشه ها در پی ندارم من

خدایا بیم از آن دارم

مبادا رهگذاری را بیازارم

نه جنگی با کسی دارم نه کس با من

بگو موسی بگو موسی پریشانتر تویی یا من؟

نه از افسانه می ترسم نه ازشیطان

نه از کفر و نه از ایمان

نه از دوزخ نه از حرمان

نه از فردا نه از مردن

نه از پیمانه می خوردن

خدا را می شناسم از شما بهتر

شما را از خدا بهتر

خدا را می شناسم من

بخش هایی از سروده های همای در بخش پایانی اپرای موسی و شبان


QR Code

یک دیدگاه برای “که او هرگز نمی خواهد چنین آیینه ی وحشت نما باشد”

  1. با سلام خدمت دوست عزیزم انشالله که خوب و خوش باشی
    می خواستم تولدت را تبریک بگم
    تولدت مبارک ناصر جان
    فدای تو
    اینجا اون جا نیست
    navid
    3 بهمن 1388

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *