Main image
۳۰م دی
۱۳۸۸
ارسال شده توسط nabbasi

خدا از هرچه پنداری جدا باشد

خدا هرگز نمی خواهد خدا باشد

نمی خواهد خدا بازیچه ی دست شما باشد

که او هرگز نمی خواهد چنین آیینه ی وحشت نما باشد

هراس از وی ندارم من

هراسی زین اندیشه ها در پی ندارم من

خدایا بیم از آن دارم

مبادا رهگذاری را بیازارم

نه جنگی با کسی دارم نه کس با من

بگو موسی بگو موسی پریشانتر تویی یا من؟

نه از افسانه می ترسم نه ازشیطان

نه از کفر و نه از ایمان

نه از دوزخ نه از حرمان

نه از فردا نه از مردن

نه از پیمانه می خوردن

خدا را می شناسم از شما بهتر

شما را از خدا بهتر

خدا را می شناسم من

بخش هایی از سروده های همای در بخش پایانی اپرای موسی و شبان

۱ دیدگاه

  1. navid bostan
    ۰۳/۱۱/۱۳۸۸

    با سلام خدمت دوست عزیزم انشالله که خوب و خوش باشی
    می خواستم تولدت را تبریک بگم
    تولدت مبارک ناصر جان
    فدای تو
    اینجا اون جا نیست
    navid
    3 بهمن ۱۳۸۸

Leave a Reply