ارسال برای اسفند

۲:۲۰ ق.ظ

مشاور و چوپان

چوپانی مشغول چراندن گله گوسفندان خود در یک مرغزار دورافتاده بود. ناگهان سر و کله یک اتومبیل جدید کروکی از میان گرد و غبار جاده های خاکی پیدا میشود. راننده ی آن اتومبیل که یک مرد جوان با لباس Brioni ، کفشهای Gucci ، عینک Ray-Ban و کراوات YSL بود، سرش را از پنجره اتومبیل [...]

» باقی این نوشته را بخوانید ...

۱۰:۳۴ ب.ظ

دنیایی که به ارث می گذاریم …

همه آزادیم . اما آزاد میشویم یا آزاد می کنیم !؟

» باقی این نوشته را بخوانید ...

۱۲:۳۳ ق.ظ

شهابی در دل روز (۱)

سهم من از باران به وسعت دستانم است و لذت من از باران چندی بیشتر از سهمم .

» باقی این نوشته را بخوانید ...
|