موجها نمی ایستند ، تبدیل میشوند ….

موج اعتراض يقه آبي‌ها در راه است؟
محسن مهدیان

روز یکشنبه کارگران نساجی بوکان متوجه شدند که کارفرما بعد از غیبت طولانی در کارخانه حضور یافته است و همراهش چند نفر کارشناس بانک ملی هم آمده اند تا از دستگاه ها و اموال کارخانه جهت توقیف لیست برداری کنند. جمعی از کارگران بعد از شنیدن این خبر سریعاً خود را به کارخانه رساندند و به کارفرما گفتند که اموال کارخانه در توقیف آنهاست و برای لیست برداری و توقیف اموال باید از صف اعتراض آنها بگذرد.

در تهران کارگران کارخانه لاستیک‌سازی دنا با پلاکاردهای «مدیر بی‌لیاقت استعفا استعفا، اخراج 4 نماینده توهین به 2000 پرسنل، ما کارگران لاستیک‌سازی دنا خواستار خلع ید مدیران بی‌کفایت هستیم، هیات مدیره بی‌لیاقت اخراج باید گردد» اقدام به برپایی تجمع اعتراضی کردند.

کارگران این کارخانه لاستیک می‌گویند که پس از آنکه لیستی از نام همکاران اخراجی خود را مشاهده کردند، با تشکیل شورایی ضمن اخراج مدیران کارخانه، مدیریت آن را برعهده گرفتند.

در پی اخراج کارگران پر ریس و پیگیری‏های متعدد آنان دیوان عدالت اداری رای به بازگشت به کار کارگران را صادر نموده اما از آن تاریخ تاکنون کار فرمای شرکت از به اجرا گذاشتن رای دیوان خود دار ی نموده است.

کارگران پر ریس از تاریخ مذکور هر روز ساعت 6 صبح تا ساعت 14 بعدازظهر در محل کار خانه به حالت اعتراض حضور داشتند .

صبح روز یکشنبه هم کارگران کارخانه کشت و صنعت هفت تپه دست به اعتصاب زدند و نسبت به حقوق معوقه خود اعتراض کردند.

رکود اقتصادی در کشور رو به وخامت است. وزیر اقتصاد معتقد است که سیاست های پولی را باید اصلاح کرد. این خبر بعد از قطعی شدن حضور وی در دولت دهم از سوی رسانه ها منتشر شد.اتاق بازرگانی پیش از این نسبت به ادامه بحران هشدار داده بود.فعالان بخش خصوصی از بالارفتن ریسک اقتصادی و امنیت می گویند.به گفته این فعالان، وقایع اخیر باعث عدم اطمینان در اقتصاد شده است.به نظر می رسد این ادعا منطقی باشد .هیچ یک از 33 مهمان خارجی مدعو به یک همایش ریاضی در دانشگاه شریف در این همایش شرکت نکردند. این مدعوین هیچ نوع سرمایه گذاری هم قرار نبود انجام دهند و برای شرکت در این همایش کمی دست زدن و تشویق کفایت می کرد.کارشناسان با بی سابقه خواندن این اتفاق مجلس ختم ندا و دادگاههای تواب سازی را مقصر دانستند.

اما مسئولین فکر می کنند می توان با چرخش متغیرنقدینگی، اقتصاد را متحول کرد. حجم پول از 21500 میلیارد تومان در اسفند 86 به 15700 میلیارد تومان در دی ماه 87 کاهش یافته است. کاهش 27 درصدی حجم نقدینگی در حالیکه تورم 25 درصد است یعنی قدرت خرید مردم نسبت به قبل 52 درصد کاهش یافته است.

با این حال فعالان بخش خصوصی منتظرند دولت بسته جدید بعد از انتخابات را عرضه کند.افزایش نقدینگی احتمالا تنها راه کار در کوتاه مدت است. با افزایش نقدینگی کنترل و مهار تورم به شیوه قبل از انتخابات دیگر ممکن نخواهد بود.

گزارش های رسمی از افزایش 3 درصد نرخ بیکاری در تهران خبر می دهد.طی یک ماه و نیم گذشته 1646 کارگر به خیل کارگران اخراجی پیوستند.

اخراج 500 کارگر از شرکت روکش چوبی ایران 900 کارگر از کارخانه صنایع مخابراتی از راه دور و 230 کارگر هتل آزادی طی یک ماه و نیم گذشته در رسا نه ها گزارش شده است.
در 500 کارخانه 200 هزار کارگر از 3 تا 50 ماه حقوق در یافت نکرده اند.

این وضعین البته طبیعی است. ایرالکو مجبور است محصولات خود را حدود 700 تومان زیر بازار در بورس کالا بفروشد که باز هم به دلیل بالاتر بودن قیمت آلمینیوم نسبت به بازار های جهانی خریداران استقبال نمی کنند. این بحران باعث شده تولید ایرالکو 50 درصد کاهش یابد.

شرکت های بزرگ صنعت فولاد بورسی با میانگین بازدهی منفی 44 درصد طی تیر ماه 87 تا پایان تیر ماه 88 دوران رکود را تجربه می کنند .

با واردات بیش از یک میلیون تن شکر در سال گذشته ، 50 درصد واحدهای تولیدی شکر در مدار زیان قرار گرفتندو در باقی کارخانه ها نیز تولید عملا متوقف شده است.

چک مبادله شده در نظام بانکی در پایان سال گذشته نسبت به سال پیش از ان 42 درصد کاهش یافت.

این در حالی است که چک های برگشتی 7.8 درصد افزایش پیدا کرد که از بعد جنگ تا به حال بی سابقه بوده است .

گزارش های بورس نیز حاکی از سراشیبی سقوط در 150 شرکت بورسی است.

60 درصد ظرفیت تولید کنندگان لوازم خانگی نیز غیر فعال شده است.

ساخت وساز در تهران حداقل 60 درصد کاهش یافته است.

در حال حاظر 56 هزار میلیارد تومان بدهی بانکی وجود دارد.

تعداد فزاینده بیکاران و نیمه بیکاران به گونه ای محتوم در ورای این رکود و ورشکستگی پیاپی کارخانه جات است.کارگران به اقشار زیر طبقه سقوط خواهند کرد. آنان دراستیصال کامل برای بقای خود به اشتغال غیر رسمی روی خواهند آورد. از این پس میلیونها یقه آبی که جامعه علیرغم توانایی که دارند خواهان کارشان نیست، خود را بازنده مناسبات جدید می پندارند.

طی چند ماه گذشته تمامی اخبار دال برشکل گیری گسترده اعتراضات یقه آبی ها دارد. ادامه روند کنونی و بی توجهی به رکود بنگاههای اقتصادی موج اعتراضات آبی را به راه خواهد انداخت.

ناگزیر این موج شباهت هایی هم با موج سبز خواهد داشت. به نظر می رسد این تحرکات از طرح هلندی رسانه‏ای هم خطرناک تر باشد. شاید از نسخه بیلدربرگی براندازی نرم هم جلوتر رود. شاید هم برخی بخواهند آن را پروژه آژاکس 3 بنامند.

تحرکات آبی‏ها بدون شک متعصبانه است. تنها مچ بند سبز نیست که جای خود را به یقه های آبی می دهد. انگیزه اصلی این حرکت خودجوش نگرانی از گرسنگی خانواده و شیر خشک فرزند نوزاد و اجاره مسکن آخر ماه و ادامه تحصیل فرزند و درمان همسر است.

هر نفر که بیکار شود با خود حداقل 4 نفر را به زیر خط فقر می برد.این خانواده بدون شک مستعد فساد می شود.سرکوب جنبش آبی ها و برگزاری دادگاه فیروزه ای ،حتی اگر به تواب سازی هم بیانجامد ،باز هم مانع فساد و انحرافات اجتماعی نخواهد شد.آنومی و دختران فراری، ایدز و کودکان خیابانی و طلاق و اعتیاد و سرقت و قتل موج قرمزی است که پس از بی توجهی به اعتراضات آبی به سادگی قابل مهار نخواهد بود.

البته شاید اگر منافع یقه آبی ها به یقه سفید ها (کارفرمایان و مدیران و سرمایه داران) گره بخورد – که بنظر می رسد در شرایط فعلی گره خورده باشد – بتوان امید داشت که اعتراضات آبی و فیروزه ای موثر باشد.

نباید فراموش کرد که هیچ کس اعتراض یقه سفید ها را مخملی و نرم نمی داند. یقه سفید ها ولی نعمتند.

یک صبح تا ظهر تعطیلی بازار طلا در اعتراض به قانون مالیات بر ارزش افزوده، برای ملغی شدن آن به دست رئیس جمهور کفایت می کند. اعتراض یقه سفید ها همیشه سفید است نه رنگی.

باید از خلسه پراندوه سبز خارج شد و بیشتر نگران خروش آبی‏ها و سیاهی فقر و قرمزی فساد بود.

منبع : سایت الف


QR Code

پله های بحران اقتصادی

وقتی سخن از بحران اقتصادی کنونی به میان می‌آید، خبرها و گزارش‌ها پر می‌شوند از آمار و ارقام. آمار و ارقامی که گاهی در نگاه نخست فهمیدن آن به نظر مشکل می‌آید. با این همه بحران اقتصادی که پیش از هر چیز دامن بانک‌ها و سرمایه‌گذاران بزرگ را گرفته است، تاثیر خود را بر زندگی مردم نیز نشان می‌دهد.

بحران اقتصادی کنونی از نظر شدت و گسترگی حتی با بزرگترین بحران اقتصادی جهان در سال ۱۹۲۹ مقایسه می‌شود. در بحران بزرگی که از سال ۱۹۲۹ آغاز و تا سال ۱۹۳۳ ادامه یافت، میزان تولید در جهان بیش از ۵۰ درصد کاهش یافت و عمده‌ترین کشورهای صنعتی جهان از نظر میزان تولید به وضعیت بیست یا سی سال پیش از بحران بازگشتند. حدود چهل میلیون کارگر در سراسر جهان کار خود را از دست دادند و هزاران مؤسسه مالی و اعتباری ورشکست شدند. گفته می‌شود، زیان‌های ناشی از این بحران به مراتب بیشتر از خسارات ناشی از جنگ اول جهانی بود.

آنچه در پی می‌آید گاه‌شماری است از بحران حاکم بر اقتصاد جهان از سال ۱۹۹۹ تاکنون:

  • سال ۱۹۹۹

قوانین نه چندان سختگیرانه برای اعطای وام در آمریکا و نیز کاهش نرخ بهره از سوی بانک مرکزی ایالات متحده به افزایش بیش از حد وام‌های با بهره کم منجر می‌شود؛ به گونه‌ای که بانک‌ها حتی می توانند رویای آن دسته از شهروندان کم درآمدی را پیش از این توانایی خرید خانه را نداشتند، با دادن وام‌هایی با سود اندک برآورده سازند.

امید به افزایش بهای خانه در آینده موجب می شود، به احتمال عدم توانایی خریداران خانه به بازپرداخت وام‌های دریافتی هیچ توجهی نشود. در این میان یک مسئله دیگر هم به طور کامل مورد بی‌توجهی قرار گرفت و آن این که میزان سود در نظر گرفته شده برای وام‌های اعطایی از سوی بانک‌ها در آمریکا برای کوتاه مدت تعیین شده و نرخ سود همواره با توجه به نرخ بهره تعیین شده از سوی بانک مرکزی اصلاح می‌شود. در این شرایط چنانچه نرخ بهره یک بار دیگر افزایش یابد این خطر وجود دارد که بسیاری از بدهکاران دیگر نتوانند قسط وام‌های خود را به بانک‌ها بپردازند.

  • سال ۲۰۰۰


بانک‌ها برای کاستن از ریسک وام‌های مسکن روشی به ظاهر نبوغ آمیز ابداع می‌کنند: آنها وام های اعطا شده را در قالب بسته‌های سرمایه‌گذاری در بازار بورس عرضه می‌کنند. در این میان آژانس‌های ارزش‌گذاری که وظیفه تعیین میزان امنیت و سود‌آوری بنگاه‌ها و موسسات مالی را بر عهده دارند، حمایت شایان توجهی از بانک‌ها کرده و سود‌‌آوری بسته‌های ارایه شده از سوی بانک‌ها را تضمین می‌کنند.

بسته‌های سرمایه‌گذاری با استقبال قابل توجهی در بازار بورس روبرو می‌شود و حتی بانک‌ها، شرکت‌های بیمه و بنگاه‌های سرمایه‌گذاری در اروپا نیز به امید کسب سودی قابل توجه به خرید این بسته‌ها و ارایه آنها به مشتریان خود روی می‌آورند.

میزان خطر نهفته در این بسته‌های سرمایه‌گذاری به ظاهر سود‌آور حتی از چشم کارشناسان بدبین هم دور می‌ماند. چرا که آنها برای ارزشیابی این بسته‌ها بایستی وضعیت مالی تک تک دریافت‌کنندگان وام مسکن در آمریکا را مورد بررسی قرار دهند. با توجه به شمار بسیار بالای وام‌های مسکن که یک‌جا به صورت بسته‌های سرمایه‌گذاری ارایه شده‌اند، انجام چنین کاری غیر‌ممکن است.

  • سال ۲۰۰۴


بانک مرکزی آمریکا نگران افزایش نرخ تورم در این کشور است و از این رو از ژوئن سال ۲۰۰۴ نرخ بهره را به تدریج افزایش می دهد. اقدام بانک مرکزی آمریکا یک رشته واکنش‌های زنجیره‌ای را به دنبال دارد. بلافاصله نرخ سود اعتبار‌‌هایی که از طریق به گرو گذاشتن مستقلات از سوی بانک‌ها اعطا شده‌اند افزایش می‌یابد.

از این رو بسیاری از صاحبان خانه و مستقلات یک‌ شبه با قسط‌هایی روبرو می‌شوند که توان پرداخت آن را ندارند. حتی بسیاری از افراد با در‌آمد بالا هم که در دوران رونق بازار مسکن بخشی از ارزش خانه و مستقلات خود را برای دریافت وام نزد بانک‌ها گرو گذاشته‌اند، از وضعیت تازه صدمه می‌بینند.

در حالی که بازار مسکن یک بار دیگر وارد دوران رکود شده است، حراج روزافزون خانه‌ و مستقلات دریافت‌کنندگان وام از سوی بانک‌ها برای وصول طلب خود به این وضعیت دامن می‌زند.

بحران اقتصادی جهانی به نارضایتی‌ها در کشورهای مختلف از جمله در غرب دامن زده است و در برخی موارد این نارضایتی‌ها به اعتصاب‌ها و زد و خوردهای خیابانی کشیده شده است.

  • سال ۲۰۰۷


هر روز بر شمار کسانی که از پرداخت قسط وام‌هایشان عاجز مانده‌اند، افزوده می‌شود. بانک‌ها، شرکت‌های بیمه و بنگاه‌های سرمایه‌گذاری مجبور می‌شوند، از بخش قابل توجهی از مطالبات خود صرف‌نظر کنند. شمار زیادی از موسسات اعتباری مسکن اعلام ورشکستگی می کنند.

با فروپاشی بانک بزرگ «نوردرن راک» در انگلستان موج ورشکستگی موسسات مالی به تدریج اروپا را نیز در هم‌ می‌نوردد. به دنبال ورشکستگی چندین بانک و موسسه مالی بزرگ کوچک دیگر در اروپا و آمریکا دست‌اندرکاران بانک‌ها ناگهان متوجه وضعیت خطرناکی می‌شوند، که در آن قرار دارند. در نتیجه دیگر هیچ بانکی به دیگری اعتماد نمی کند. بانک‌ها حتی از اعطای اعتبارهای روزانه به یکدیگر خودداری می‌کنند. در این میان بانک‌های مرکزی تلاش می‌کنند، از طریق تزریق‌های میلیاردی روند گردش پول را در جریان نگاه دارند.

  • بهار ۲۰۰۸


خرید پرسر و صدای بانک‌های در معرض خطر از سوی بانک‌ها و موسسات دیگر تنها مدت کوتاهی آرامش را به بازارهای مالی باز می گرداند. موسسه جی پی مورگان بانک بیر استرنس و بخش هایی از موسسه مالی واشنگتن موتوآل را به قیمتی نمادین از آن خود می کند. مریل لینج هم به تصاحب بانک آف امریکا در می آید. در کشورهای اروپایی نیز بانک‌های در معرض خطر دست به دست می‌شوند. در این میان برای جوش خوردن این معاملات دولت‌ها نیز مجبورند وارد میدان شده و تضمین‌های میلیاردی ارایه کنند. با این حال همه می دانند که خطر پیش‌بینی نشده در روند اعطای وام‌های مسکن هنوز برطرف نشده است. هیچ کس نمی داند، چه پیش می‌آید.

  • پاییز ۲۰۰۸


ترس از خطرات پیش‌بینی نشده به تدریج بازارهای مالی جهان را در هم می نوردد. بانک‌ها یکی پس از دیگری ورشکست می شوند. کاهش شدید ارزش سهام در بازارهای بورس حتی بانک‌های به ظاهر سالم را هم دچار مشکلات مالی می‌کند.

پس از بحث‌های فراوان سرانجام دولت آمریکا یک طرح نجات ۷۰۰ میلیارد دلاری آماده می‌کند. با این پول قرار است، اعتبار‌های غیر قابل بازپرداخت بانک خریداری شده تا از این طریق به نگرانی فلج کننده در بازار پایان داده شود. اروپایی‌ها هم طرح‌هایی برای غلبه بر بحران آماده می کنند. در حالی که لندن در اندیشه دولتی کردن بانک‌ها است، برلین طرح نجات بانک‌ها را تدوین می‌کند. ایسلند در آستانه ورشکستگی قرار دارد…

بحران مالی به تدریج سایه سنگین خود را روی بخش‌های دیگر اقتصاد هم می‌اندازد. روند کاهش ارزش سهام در سراسر جهان ادامه دارد. شرکت‌ها از کاهش سود خود خبر می‌دهند. بحران به تدریج سراغ طبقه متوسط می‌رود.

منبع


QR Code

حراج منزل پروفسور حسابی از سوی بانک

در آستانه هفدهمین سالروز بزرگداشت پروفسور حسابی، دانشمند بزرگ و پدر علم فیزیک ایران که در طول ۷ دهه از عمر پربار خود خدمات بی بدیلی به کشور و دنیا ارائه کرد، متاسفانه منزل ایشان از سوی یکی از بانک ها به حراج گذاشته شده است.

حدود ۱۷ سال پیش پروفسور حسابی برای انجام فعالیت های تحقیقاتی خود وامی به مبلغ ۴۸ میلیون تومان از یکی از بانک های دولتی دریافت می کند اما متاسفانه موفق به پرداخت بدهی خود نمی شود و هم اکنون پس از گذشت ۱۷ سال مبلغ این وام با احتساب روزانه ۱۹۵ هزار تومان سود و جریمه حدود ۲/۵ میلیارد تومان برآورد شده است که مسئولان این بانک صرف نظر از خدمات بسیاری که پروفسور حسابی به دنیای علم و کشورش کرده است، برای اخذ این بدهی به دنبال حراج منزل وی هستند.

پروفسور محمود حسابی پدر علم فیزیک ایران و دانشمند برجسته معاصر این مرز و بوم خدمات علمی بی شماری در طول ۷ دهه زندگی پربارش از خود بر جای گذاشت.

مقام معظم رهبری در سال ۱۳۶۶ زمانی که در کسوت ریاست جمهوری بودند، طی پیامی به مراسم بزرگداشت پروفسور حسابی با عنوان «۶۰ سال فیزیک ایران» در توصیف شخصیت پروفسور حسابی عنوان داشتند: «خدمتی که دکتر محمود حسابی به فرهنگ ایران نمودند کمتر از خدمتی نیست که ایشان به علم فیزیک کردند».

مطالب بیشتر در مورد پروفسور حسابی و مصاحبه فرزند ایشان با روزنامه خراسان

منبع : www.banki.ir


QR Code

هل جزاء الاحسان الا الاحسان

دست نوشته يكي از بيماران ليست انتظار پيوند يك هفته بعد از پيوند قلب

” هل جزاء الاحسان الا الاحسان”

خسته تر از پروانه اي بي پر، بي رمق تر از برگ زرد خزان، نااميدتر از ساق خشكيده در حسرت باران، چهار بهار عمرم با حسرت و درد خزان شد. نااميد از همه جا در انتظار مرگ ، ديگر تاب و تحمل بودن نداشتم.
من بودم، انتظار،منتظر شفا از جانب شافي. مي ترسيدم براي سلامتي ام دعا كنم كه نكند با دعاي من خانه اي داغدار شود. ديگر بريده بودم از دنيا و طبيبان آن، رو به ضامن آهو كردم خسته ي خسته، نااميدتر از نااميدان كه”معين الضعفاء” از خاندان خويش خواهد برگزيد. تا در ماه عزيز خدا نزديكي ميلاد عزيز زهرا عزيزي رخت از اين دنياي فاني بست و به سوي ديار باقي شتافت. همانا كه گويند معبود گلچين خواهد كرد!
گويا آن روز كه بر عزيزتان اسم مي نهاديد در حقيقت پروردگار او را ناجي برگزيد. تا ستون خميده كلبه ما را قائم كند.
در ماه مولود منجي عالم بشريت شنيدم گلي پرپرشد اما بدانيد قلبش مي تپد در سينه ي خسته من. سينه اي كه تشنه ي قلبي با محبت بود ….. پر شد از مهر و محبت.
سينه اي كه در يك قدمي مرگ بود، در انتظار بسته شدن پلك ها، اما ماند شاداب به بركت سخاوت دلتان.

و حال مي خواهم با پدر و مادر ناجي ام درد دل كنم:
مادرم؛ كلماتي نايافتني است براي توصيف دل بزرگت
پدرم؛ تو كه از اولاد رسولي زبان خاموش است در برابر عظمت قلبت
مادرم؛ آفتاب تلالوش را از نور چشمان تو گرفت …. بوسه بر چشمانت باد
پدرم؛ سخاوت دريا از كريمي دستان تو بود …. بوسه بر دستانت باد
آن روز كه تازه داغدار بوديد با جوله رضايت ملائكه بر دستانتان بوسه زدند
و از آن معبود بي همتا كه هرگز بنده خود را تنها نخواهد گذاشت تمنا كردند كه صبري بر دل
بي قرار شما دهند تا شايد داغ را تسكيني باشد. ما نيز به درگاه الهي دست دعا برمي داريم
كه معبودا به اين عزيزان كه گلي زيبا از بوستانشان چيدي صبري بي انتها عطا كن.
و روح سيده ناجيه حسيني يگانه را كه با دم مسيحايش بر جسم بي جان جان داد در بهشت جاويدان با اوليا الله محشور بگردان.
من همان قلب دختر شمايم كه مي تپم و زندگي مي دهم، دوست دارم بدانيد با تمام وجودم دعايتان مي كنم و بدانيد شما نه تنها با سخاوتتان زني مرده را زندگي بخشيدي بلكه سه فرزند را مادري دوباره داديد دوست دارم مرا اگر قابل باشم دختر خود بدانيد.
“هر چند دختر شما كجا و من كجا”

“روحش شاد و يادش گرامي”

سودابه كياني


QR Code

مسئولیت نفس

می خواست خودکشی کند .

می دانست برای چه ، نمی دانست چگونه .

در یافتن نقطه بهینه
نقطه بهینه امکان خودکشی آبرومند

سالها دویده بود

تصمیمش را گرفت ، خودش را توی ماشین زمان انداخت

در بین چرخ دنده هایش ، خرد شد

اما خندان بود ، خم به ابرو نیاورد

کمری برایش نماند ولی احتمالا کمر زیر بار فشار خم نمی کرد .

و همچنان صدایش در گوشم است

آن موقع که میگفت :
نمی شکنم چرخ زمان را کند می کنم
این ماشین به هضم حرفها عادت دارد
اما جانها را سخت از سرش باز می کند

تا کی این صدا را به خاطر دارم . . .


QR Code

راه از هدف جداست …

راهنمایی نمودار : دایره‌ها کشورهای دارای انرژی هسته‌ای هستند. شش ضلعیها کشورهایی هستند که دستیابشون به انرژی هسته‌ای متوقف شده  و مربعها کشورهای در حال کار و دستیابی به این انرژی هستند.

انرژی اتمی و حساسیت بین المللی روی اون ، مخصوصا در کشور ما ، در خیلی از موارد دارای نکات مبهم و سایه گونه ای که فهم ما رو ناقص و در حد رسانه ای پایین میاره . عکس بالا که به نقل از این وبلاگ توسط روزنامه نیویورک تایمز منتشر شده ، نمودار زمانی و سیر انتقال تکنولوژی هسته ای رو به نمایش در می آره .

جدا از اینکه مطالب این نمودار از نظر سیاست رسمی کشور ما مورد تایید باشه یا نه ، تعاملات کشورهای دارنده انرژی هسته ای در سطح بین الملل انگیزه کافی برای داشتن این نیرو رو در حد استقلال تکنولوژیکی برای هر کشور و سیاستی ایجاد میکنه .

حال اینکه اغلب کشورهای عضو این باشگاه روی خوشی به عضو جدیدشون نشون نمی دن ولی تعاملات و توافقات بین طرفین یک مسیر انتقال تکنولوژی جالب و توجیه کننده بسیاری از تصمیمات و جانبداری های سیاسی در عصر ماست .

اینکه هزینه رسیدن به این هدف چقدره و اینکه این مسیر چگونه طی بشه ، موضوعی که نباید با اصل این هدف مخلوط بشه و نباید اشتباهات مدیریتی یه دولت 4 ساله رو به کل قضیه تعمیم داد .


QR Code

مار را چگونه باید نوشت؟

روستایی بود دور افتاده كه مردم ساده دل و بی سوادی در آن سكونت داشتند. مردی
شیاد از ساده لوحی آنان استفاده كرده و بر آنان به نوعی حكومت می كرد. برحسب
اتفاق گذر یك معلم به آن روستا افتاد و متوجه دغلكاری های شیاد شد و او را
نصیحت كرد كه از اغفال مردم دست بردارد و گرنه او را رسوا می كند. اما مرد شیاد
نپذیرفت. بعد از اتمام حجت٬ معلم با مردم روستا از فریبكاری های شیاد سخن گفت و
نسبت به حقه های او هشدار داد. بعد از كلی مشاجره بین معلم و شیاد قرار بر این
شد كه فردا در میدان روستا معلم و مرد شیاد مسابقه بدهند تا معلوم شود كدامیك
باسواد و كدامیك بی سواد هستند. در روز موعود همه مردم روستا در میدان ده گرد
آمده بودند تا ببینند آخر كار، چه می شود.
شیاد به معلم گفت: بنویس «مار»
معلم نوشت: مار
نوبت شیاد كه رسید شكل مار را روی خاك كشید.
و به مردم گفت: شما خود قضاوت كنید كدامیك از اینها مار است؟
مردم كه سواد نداشتند متوجه نوشته مار نشدند اما همه شكل مار را شناختند و به
جان معلم افتادند تا می توانستند او را كتك زدند و از روستا بیرون راندند.

شرح حكایت :
اگر می خواهیم بر دیگران تأثیر بگذاریم یا آنها را با خود همراه كنیم بهتر است
با زبان، رویكرد و نگرش خود آنها، با آنها سخن گفته و رفتار كنیم.. همیشه نمی
توانیم با اصول و چارچوب فكری خود دیگران را مدیریت كنیم. باید افكار و مقاصد
خود را به زبان فرهنگ، نگرش، اعتقادات، آداب و رسوم و پیشینه آنان ترجمه كرد و
به آنها داد


QR Code