شهابی در دل روز (1)

سهم من از باران

به وسعت دستانم است

و لذت من از باران چندی بیشتر از سهمم .


QR Code

فرصت سوزی !!!

وقتی که کارگر بودم  ، سعی میکردم کارمو زودتر تموم کنم که اگه شد یه چرتی هم بزنم ..

وقتی کارشناس شدم دیگه از چرت بعدازظهر خبری نبود ، اما سعی می کردم کارمو زود تموم کنم که آخر شب زودتر بخوابم …

اما وقتی منسب مدیریتی رو مزه کردم ، دیگه  از چرت بعدازظهر و خواب شب و تمومی کار خبری نبود

فقط کار و کار و کار ….

لامذهب ها یه دنیا کار میکنن که تو از قضیه عقب بمونی !!! (آخه چند به یک !)

لذا دست به دعا برمیداریم :

خدایا به خواب صبح جمعه مان رحم کن !


QR Code

اندر تحولات اقتصادی جهان

اگر در درک شرایط فعلی اقتصادی جهان مشکل دارید، ممکن است داستان زیر به
شما کمک کند:

روزی روزگاری در روستایی در هند؛ مردی به روستایی‌ها اعلام
کرد که برای خرید هر میمون ۱۰ دلار به آنها پول خواهد داد. روستایی‌ها هم
که دیدند اطراف‌شان پر است از میمون؛ به جنگل رفتند و شروع به گرفتن‌شان
کردند و مرد هم هزاران میمون به قیمت ۱۰ دلار از آنها خرید ولی با کم شدن
تعداد میمون‌ها روستایی‌ها دست از تلاش کشیدند. به همین خاطر مرد این‌بار
پیشنهاد داد برای هر میمون به آنها ۲۰ دلار خواهد پرداخت. با این شرایط
روستایی‌ها فعالیت خود را از سر گرفتند. پس از مدتی موجودی باز هم کمتر و
کمتر شد تا روستایی‌ان دست از کار کشیدند و برای کشاورزی سراغ
کشتزارهای‌شان رفتند. این بار پیشنهاد به ۲۵ دلار رسید و در نتیجه تعداد
میمون‌ها آن‌قدر کم شد که به سختی می‌شد میمونی برای گرفتن پیدا کرد.
این‌بار نیز مرد تاجر ادعا کرد که برای خرید هر میمون ۵۰ دلار خواهد داد
ولی چون برای کاری باید به شهر می‌رفت کارها را به شاگردش محول کرد تا از
طرف او میمون‌ها را بخرد. در غیاب تاجر، شاگرد به روستایی‌ها گفت: «این
همه میمون در قفس را ببینید! من آنها را به ۳۵ دلار به شما خواهم فروخت
تا شما پس از بازگشت مرد آنها را به ۵۰ دلار به او بفروشید.» روستایی‌ها
که [احتمالا مثل شما] وسوسه شده بودند پول‌های‌شان را روی هم گذاشتند و
تمام میمون‌ها را خریدند… البته از آن به بعد دیگر کسی مرد تاجر و
شاگردش را ندید و تنها روستایی‌ها ماندند و یک دنیا میمون!…

به وال‌استریت خوش آمدید ….


QR Code