تکامل

هفت مفهوم زیبا که بدون هفت چیز دیگر خطرناک است .

  • لذت بدون وجدان
  • دانش بدون شخصیت
  • تجارت بدون اخلاق
  • علم بدون انسانیت
  • عبادت بدون ایثار
  • سیاست بدون شرافت
  • ثروت بدون زحمت

دست نوشته گاندی به نوه اش


QR Code

مشاور و چوپان

چوپاني مشغول چراندن گله گوسفندان خود در يك مرغزار دورافتاده بود.

ناگهان سر و كله يك اتومبيل جديد كروكي از ميان گرد و غبار جاده هاي خاكي پيدا ميشود. راننده ي آن اتومبيل كه يك مرد جوان با لباس Brioni ، كفشهاي Gucci ، عينك Ray-Ban و كراوات YSL بود، سرش را از پنجره اتومبيل بيرون آورد و پرسيد: اگر من به تو بگويم كه دقيقا چند راس گوسفند داري، يكي از آنها را به من خواهي داد؟

چوپان نگاهي به جوان تازه به دوران رسيده و نگاهي به رمه هایش كه به آرامي در حال چريدن بود، انداخت و با وقار خاصي جواب مثبت داد.
جوان، ماشين خود را در گوشه اي پارك كرد و كامپيوتر Notebook خود را به سرعت از ماشين بيرون آورد، آن را به يك تلفن راه دور وصل كرد، وارد صفحه NASA روي اينترنت، جايي كه ميتوانست سيستم جستجوي ماهواره اي ( GPS) را فعال كند، شد.

منطقه چراگاه را مشخص كرد، يك بانك اطلاعاتي با 60 صفحه كاربرگ Excel را به وجود آورد و فرمول پيچيده عملياتي را وارد كامپيوتر كرد.
بالاخره 150 صفحه اطلاعات خروجي سيستم را توسط يك چاپگر مينياتوري همراهش چاپ كرد و آنگاه در حالي كه آنها را به چوپان ميداد، گفت: شما در اينجا دقيقا 1586 گوسفند داري.
چوپان گفت: درست است. حالا همينطور كه قبلا توافق كرديم، ميتواني يكي از گوسفندها را ببري.
آنگاه به نظاره مرد جوان كه مشغول انتخاب كردن و قرار دادن آن گوسفند در داخل اتومبيلش بود، پرداخت.

وقتي كار انتخاب آن مرد تمام شد، چوپان رو به او كرد و گفت: اگر من دقيقا به تو بگويم كه چه كاره هستي، گوسفند مرا پس خواهي داد
مرد جوان پاسخ داد: آري، چرا كه نه!
چوپان گفت: تو يك مشاور (مهندس صنايع )هستي.
مرد جوان گفت: راست ميگويي، اما به من بگو كه اين را از كجا حدس زدي؟
چوپان پاسخ داد: كار ساده اي است. بدون اينكه كسي از تو خواسته باشد، به اينجا آمدي. براي پاسخ دادن به سوالي كه خود من جواب آن را از قبل ميدانستم، مزد خواستي. مضافا، اينكه هيچ چيز راجع به كسب و كار من نميداني، چون به جاي گوسفند، سگ مرا برداشتي.

نکته اخلاقی : بدانید کجایید و به کجا برای چه میروید !!!

منبع : http://www.bizlog.blogfa.com


QR Code

فرصت سوزی !!!

وقتی که کارگر بودم  ، سعی میکردم کارمو زودتر تموم کنم که اگه شد یه چرتی هم بزنم ..

وقتی کارشناس شدم دیگه از چرت بعدازظهر خبری نبود ، اما سعی می کردم کارمو زود تموم کنم که آخر شب زودتر بخوابم …

اما وقتی منسب مدیریتی رو مزه کردم ، دیگه  از چرت بعدازظهر و خواب شب و تمومی کار خبری نبود

فقط کار و کار و کار ….

لامذهب ها یه دنیا کار میکنن که تو از قضیه عقب بمونی !!! (آخه چند به یک !)

لذا دست به دعا برمیداریم :

خدایا به خواب صبح جمعه مان رحم کن !


QR Code