ارسال های قرار گرفته در ادبیات

تیر ۱۷, ۱۳۹۰

شاعر و پادشاه

می‌گویند در روزگاران دور، پادشاهی به سوق گذر همی‌کرد و مردمان به استقبالش چونان روان که مورچگان از پی‌دان. شاعری مجیز گوی، مدحی رسا در منقبتش خواند، چونان که پادشاه پا برفرش داشت و سر بر عرش. نظمی موزون بود و حال شاهنشاه از کیف افزون. شاعر را وعده صلتی از زر سرخ داد که […]

» باقی این نوشته را بخوانید ...

آذر ۱۸, ۱۳۸۹

بر مزارم مــگــذاریــد بـیـــاید واعــــــظ

روز مرگم، هر که شیون کند از دور و برم دور کنید همه را مســــت و خراب از مــــی انــــگور کنیـــــد مزد غـسـال مرا   سیــــر   شــــرابــــــش بدهید مست مست از همه جا  حـــال خرابش بدهید بر مــــــزارم مــگــذاریــد بـیـــاید  واعــــــظ پـیــر میخانه بخواند غــزلــی از حــــافـــظ جای تلقــیـن به بالای ســـرم دف بـــزنیـــد شاهدی رقص کند جمله شما کـــف […]

» باقی این نوشته را بخوانید ...

مهر ۲۴, ۱۳۸۹

من بنویسم یا تو؟

موقع نمازش که می شد، فرشته چپ و راست، عزا می گرفتند که چه کنند؛ «إیاک نعبد» را جزء حرفهای خوبش بنویسند یا جزء دروغهایش منبع

» باقی این نوشته را بخوانید ...

تیر ۱۵, ۱۳۸۹

من کنارت بودم و نشناختی

یک شبی مجنون نمازش را شکست بی وضو در کوچه لیلا نشست عشق آن شب مست مستش کرده بود فارغ از جام الستش کرده بود سجده ای زد بر لب درگاه او پُر ز لیلا شد دل پر آه او گفت یا رب از چه خوارم کرده ای بر صلیب عشق دارم کرده ای جام […]

» باقی این نوشته را بخوانید ...

اردیبهشت ۱۲, ۱۳۸۹

حداقل دانش

بی سوادان قرن ۲۱ کسانی نیستند که نمی توانند بخوانند و بنویسند بلکه کسانی هستند که نمی توانند آموخته های کهنه را دور بریزند ودوباره بیاموزند. “الوین تافلر”

» باقی این نوشته را بخوانید ...

فروردین ۲۰, ۱۳۸۹

معبودم!

خدای من تو اگر میخواستی خوارم کنی،دست به هدایتم نمیزدی. تواگر رسوایی مرامیخواستی،این قدر بامن مدارا نمیکردی. معبودم! اگردر مقایسه با طاعتی که باید بشوی،عمل من ناچیز است (که هست ) امیدم به تو بسیار است وتو برترین ارزوی منی. ((مناجات شعبانیه)) منبع : دفتر میهمان سایت اهدا

» باقی این نوشته را بخوانید ...

اسفند ۲۷, ۱۳۸۸

نگو با قند و با چایی !

من از آن دور ها دیدم که می آید به سوی خانه ی مخلص « عمو نوروز» عیالم زیر لب غرید : ” من آخر با چه چیزی میتوانم کرد از این مهمان پذیرایی؟؟ نگو با قند و با چایی ! خدا نا کرده آخر این که از ره میرسد عید است. و اقدامات او […]

» باقی این نوشته را بخوانید ...