معادله احساس خوشبختی و پول

پول به شرطی باعث شادی می‌شود که شما داشته باشید و دیگران نداشته باشند

تحقیقات جدید نشان می‌دهد پول فقط به شرطی برای شما شادی به همراه می‌آورد که شما بیش‌تر از دوستان و همسایگانتان داشته باشید.
با وجود پیشرفت‌های زیادی که در طول 40 سال گذشته در زمینه استانداردهای زندگی در بریتانیا صورت گرفته است هنوز هم بسیاری از انسان‌ها از زندگی خود احساس شادی نمی‌کنند.
دانشمندان با انجام تحقیقاتی متوجه شدند داشتن خودروی پیشرفته و گران‌قیمت ، خانه بزرگ و شغل خوب فقط به شرطی برای شما شادی به همراه می آورد که دوستان و همسایگان شما این امکانات را در اختیار نداشته باشند یا کم‌تر داشته باشند.
تلاش کسب پول و ثروت بیش‌تر باعث می‌شود مردم ساعت‌های بیش‌تری را صرف کار کردن کنند تا بتوانند خود را در نردبان اجتماعی بالاتر ببرند.
دکتر کریس بویس از دپارتمان روانشناسی دانشگاه وارویک گفت : امروزه بسیاری از انسان‌ها قربانی نارضایتی مزمن از زندگیشان هستند.
او برای بررسی این موضوع تحقیقی را روی بیش از 10 هزار نفر و در طول هفت سال انجام داد تا میزان شادی انسان‌ها را در مقابل میزان درآمدی که کسب می‌کنند بررسی کند.
در این تحقیقات مشخص شد مردم فقط زمانی که بیش‌تر از همسایگان خود پول و ثروت دارند شادترند.
دکتر بویس در این باره گفت : استانداردهای زندگی در طول 40 سال گذشته پیشرفت چشم‌گیری داشته است ، اما این پیشرفت برای همه بوده است.بنابراین اگر شما دارای خودروی گرانقیمتی هستید و همسایگان شما هم دارای همین خودروها هستند ، احساس شادی زیادی به شما دست نمی‌دهد.
بنابراین اگر شما دارای بهترین خانه یا خودرو در محله خود نیستید شاید چندان احساس شادی از داشتن خودرو یا ماشین معمولی به شما دست ندهد.
دکتر بویس در ادامه گفت : رشد اقتصادی ممکن است باعث ثروتمندتر شدن یک جامعه شود ، اما الزاما باعث شادتر شدن افراد آن جامعه نخواهد شد.
در صورتی که همه افراد یک جامع ثروتمندتر شوند تاثیر چندانی در شادی کلی افراد آن جامعه به وجود نخواهد آمد ، آن هم به این دلیل است که برای شادتر بودن بیش‌تر از دیگران داشتن مهم است.
در صورتی که فردی تمام مدت به دنبال کسب پول و ثروت بیش‌تر باشد تا خود را از اطرافیان خود بالاتر ببرد ممکن است مجبور شود چیزهای دیگری مانند خانواده و دوستان خود را فدا کند که این مشکل در بسیاری از خانواده های امروزی دیده می شود.
تلگراف ، 22 مارس

منبع : خبر آنلاین


QR Code

چگونه پول خرج كنيم تا راضي باشيم؟

در سال‌هاي اخير متوسط سطح زندگي مادي در ايران و بيشتر كشورها بالا رفته اما اين رشد با افزايش متناسب رضايت از زندگي همراه نبوده است.

به عبارت ديگر‌، پول بيشتر، خوشبختي فراهم نياورده است. در مقاله‌اي كه از پي مي‌آيد، اين‌گونه استدلال مي‌شود كه نحوه خرج كردن پول بر احساس شادماني و رضايت ما تاثير مهمي دارد. اگر پول صرف خريد اجناس مادي شود، تاثير زودگذري بر روحيه انسان دارد‌، اما اگر صرف مسائل غيرمادي همچون كمك به ديگران، تعطيلات و به‌طور كلي مسائل اجتماعي شود، تأثير ماندگارتري بر رضايت شخص دارد.

آيا پول خوشبختي مي‌آورد؟ از ابتداي اختراع پول، مردم مي‌گويند اينگونه نيست. فلاسفه و نويسندگان كتب روانشناسي همگي درباره بيهودگي يكسان دانستن دستاوردهاي مادي با خوشبختي هشدار داده‌اند. تحقيقات نوين هم از اين گفته حمايت مي‌كند. روانشناسان و اقتصاددانان دريافته‌اند كه در حالي كه پول براي برخورداري از احساس خوشبختي لازم است، اهميت آن خيلي زياد نيست. داشتن پول براي تهيه غذا‌، پوشاك و مسكن لازم است، ولي فقط اندكي به خوشبختي اضافه مي‌كند. اما به تازگي پاسخ متفاوتي به اين پرسش مطرح شده است. شماري از محققان به مطالعه اين امر برآمده‌اند كه «آيا خوشبختي را مي‌توان خريد؟» يافته‌هاي آنان نشان مي‌دهد احتمالاً‌ اين كار امكان‌پذير است!

در اين تحقيقات معلوم شد مثلاً‌ مهمان كردن دوست به ناهار، احساس خوشحالي بيشتري به انسان مي‌دهد تا خريد لباسي جديد. خرج كردن براي رفتن به مسافرت به نوعي ما را خوشحال مي‌كند كه خريدن خودرو نمي‌تواند. اليزابت دان، روانشناس اجتماعي و استاديار دانشگاه بريتيش كلمبيا در كانادا مي‌گويد: علتي كه باعث مي‌شود داشتن پول بيشتر، احساس بهتري به انسان ندهد اين است كه از آن به‌طور نادرست استفاده مي‌كنند. دان و همكارانش توضيح جالبي براي مبادله ضعيف بين ثروت و خوشبختي ارائه‌ كرده‌اند.

آنان مي‌گويند مشكل پول نيست بلكه ما هستيم. به دلايل عميق روانشناختي، هنگام صرف كردن پول ما معمولاً‌ جنس را بر تجربه، خودمان را بر ديگران و چيزها را بر آدم‌ها ترجيح مي‌دهيم. هيچ كدام از اين تصميم‌ها باعث افزايش خوشحالي نمي‌شود. آن پول خرج كردني باعث خوشحالي مي‌شود كه پول ناپديد شود و چيزي نامرئي از خود به جا بگذارد. مطالعات جديد نشان مي‌دهد صرف تفكر كردن درباره پول‌، انسان را منزوي و خودخواه و از آن نوع خرج كردني كه باعث خوشحالي مي‌شود‌، دور مي‌كند.

يافتن راه‌هايي براي رفع كردن اين مانع، تبعاتي براي تصميم‌گيري درباره خرج كردن‌هاي روزانه و سرمايه‌گذاري و نيز كاركرد سازمان‌ها دارد. پول غيرقابل تفكيك از وجود ما در جامعه است.
براي پول كار مي‌كنيم، با پول زندگي مي‌كنيم‌، آن را پس‌انداز و به دلايل مختلفي خرج مي‌كنيم. روانشناسان با تحقيقات خود در حال كشف كردن رابطه پيچيده بين پول و وجود انسان هستند. نتيجه اين تحقيقات مي‌تواند باعث شود تا زندگي ما ارضا‌ء كننده‌تر و نه‌صرفاً‌ تجملاتي‌تر باشد‌.

به‌رغم وجود مطالب ديرينه درباره اهميت پول، تا حدود يك دهه پيش، طول كشيد تا پژوهشگران شروع به بررسي رابطه بين پول و خوشبختي كردند. در اواخر دهه 1990 روانشناسي به نام مارتين سليگمن قلمرو روانشناسي مثبت‌گرا را پايه‌گذاري كرد. وي معتقد بود روانشناسان به همان اندازه كه وظيفه دارند به بررسي مشكلات بپردازند، وظيفه دارند بفهمند چه چيزي باعث خوشبختي انسان مي‌شود.

در همان روزگار، شماري از اقتصاددانان ابزارهاي روانشناسي را براي به چالش كشيدن برخي انگاره‌هاي غالب در زمينه رفتار انسان به كار مي‌گرفتند(انگاره‌هايي از اين قبيل كه مثلاً‌ انسان محاسبه‌كننده عقلاني هزينه و فايده است و اينكه بررسي چگونگي خرج كردن پول توسط افراد مي‌تواند شاخص قابل اتكايي از تمايلات عميق‌ترشان باشد.)

روانشناسان مثبت‌گرا و اقتصاددانان به‌اصطلاح‌ رفتاري، توجه خود را به رابطه بين پول و خوشبختي معطوف كردند. اين پژوهشگران با بررسي اطلاعات از كشورهاي ثروتمند و فقير و از مردم در اقشار بالا و پايين جامعه به انطباق آمار مالي با اظهارات اشخاص درباره خوشبختي پرداختند. آنان به اين نتيجه رسيدند كه ارتباط بين پول و خوشبختي ضعيف است. به اعتقاد اين گروه از محققان، البته اينگونه نيست كه هيچ ارتباطي بين اين دو وجود نداشته باشد، اما ارتباط آن اندك و كمتر از آني است كه فكر مي‌كنيم.

يكي از مهم‌ترين يافته‌هاي تحقيقات مربوط به خوشبختي اين است كه برخورداري از يك شبكه اجتماعي نيرومند‌، شاخص بسيار خوبي از احساس خوشبختي است. از اين رو، مي‌توان نتيجه گرفت خرج كردن براي دوستان، احساس شادماني افراد را افزايش مي‌دهد.

اما بايد ديد آيا در عمل همين طور است يا خير. تحقيقاتي كه درباره خرج كردن پول در مصارف اجتماعي (خريدن هديه براي ديگران و اهداي پول به خيريه) صورت گرفت نشان داد اين نگرش با احساس شادماني بيشتر ارتباط دارد. اما آيا شادماني ناشي از خرج كردن پول براي ديگران است يا موضوع اين است كه انسان‌هاي خير اصولاً‌ شادمان‌تر هستند؟ در يك مطالعه، از گروهي از كارمنداني كه اندكي اضافه كار گرفته بودند، خواستند اين مبلغ را صرف خودشان بكنند و از گروه ديگر خواستند آن را صرف خريد هديه براي ديگري يا امور خيريه كنند.

گروه دوم بعداً‌ گفتند شادما‌ن‌تر از افراد گروه اول هستند. پژوهشگراني كه اين تحقيق را انجام دادند‌، مي‌گويند يافته‌هاي آن روشن است. اگر پول را صرف خودتان بكنيد، باعث شادماني شما نمي‌شود. البته آنان مي‌گويند منظورشان اين نيست كه همه پولتان را بدهيد و برويد در كپر زندگي كنيد، بلكه مي‌توانيد مبلغي را صرف امور خيريه كنيد و اندك اندك آن را افزايش دهيد.

يك موضوع‌ ديگر كه در تحقيقات اخير مشخص شده است اين است كه پولي كه صرف تجارب مختلف (تعطيلات، مسافرت، تئاتر و غذا خوردن در بيرون) مي‌شود‌، بيشتر از صرف پول براي خريد اجناس مادي باعث شادماني مي‌شود. محققاني كه در اين مورد مطالعه كرده‌اند، مي‌گويند به‌طور كلي شواهد نشان مي‌دهد كه تجارب بيش از اجناس مادي باعث شادماني انسان مي‌شود. چرا؟ يك دليل روشن دارد. تجارب به‌طور ذاتي اجتماعي‌تر است.

وقتي به تعطيلات مي‌رويم يا بيرون غذا مي‌خوريم يا سينما مي‌رويم، معمولاً‌ به همراه ديگر افراد است. به علاوه، ممكن است اين تجارب را تكرار كنيم. تجارب گذشته مي‌تواند مانند نوعي چسب اجتماعي، ما را حتي به كساني كه همراهمان نبودند، پيوند دهد؛ مثلاً با تعريف كردن داستان‌هاي مربوط به اين تجارب و فراهم آوردن خوراك براي بحث. خريد ساعت جديد كمتر مي‌تواند چنين فرصتي پديد آورد.

به علاوه، تحقيقات ديگر حاكي از آن است كه تجارب معمولاً‌ باعث چشم و هم‌چشمي‌هايي كه دارايي‌هاي مادي برمي‌انگيزد، نمي‌شود. وقتي ببينيم همسايه ما خودروي بهتر و جديدتري دارد، كمتر به‌خودروي خودمان علاقه‌مندي نشان مي‌دهيم، اما ديدن اينكه همسايه ما به ماه عسل پر زرق و برق‌تري رفت، باعث نمي‌شود كه به ماه عسل خودمان كم ‌علاقه شويم. همچنين‌، آدم به سرعت به خانه بزرگ‌تر يا لباس شيك‌تر عادت مي‌كند (فرق نمي‌كند چقدر ابتدا از آن خوشش آمده باشد)، تجارب معمولاً‌ در خاطره ماندگار مي‌شوند. پس از گذشت يك سال، به مشكلات ناشي از گم شدن چمدان يا دعوا به خاطر وضعيت نامساعد هتل فكر نمي‌كنيم‌، بلكه به زيبايي مناظر يا خوشمزگي غذاها فكر مي‌كنيم.

پس چرا هميشه بيشتر پولمان را اينگونه خرج نمي‌كنيم؟ البته مردم به امور خيريه پول مي‌دهند و به تعطيلات مي‌روند و گهگاه دوستانشان را به شام دعوت مي‌كنند. يك دليل اين است كه وقتي مي‌خواهيم پول خرج كنيم‌، شادماني تنها عامل انگيزه‌بخش ما نيست. بيشتر انگيزه ما براي خرج كردن حتي براي چيزهاي ضروري مانند پوشاك، خانه و خودرو، ناشي از تمايل ما به نشان دادن قدرت خريد و ذائقه ماست. شايد اين انگيزه را با شادماني اشتباه بگيريم، اما به هر حال اين انگيزه ناشي از نياز انسان به رقابت يا انطباق است.

پول نوعي تأثير رواني هم دارد. به‌نظر مي‌رسد تنها فكر كردن درباره پول سبب مي‌شود كمتر به مسائل اجتماعي فكر كنيم. پژوهشگران دريافته‌اند فكر كردن به پول سبب مي‌شود افراد سختكوش‌تر شوند و حتي در برابر درد مقاومت بيشتري نشان دهند‌، اما باعث منزوي‌تر شدن آنان نيز مي‌شود. اين قبيل افراد كمتر به ديگران كمك يا پول اهدا مي‌كنند.

صحبت كردن درباره پول و خوشبختي ضرورتاً‌ به معناي تسليم شدن در برابر مادي‌گرايي نيست. اين امر مي‌تواند راهي براي فكر كردن درباره مسائل مهمي مانند مصرف، رضايت، سرمايه‌گذاري و ارزش باشد. به علاوه، معناي مقتصد بودن و خيريه نيز عوض مي‌شود. از اين نظر، خرج كردن پول با دوستان را نمي‌توان هدر دادن پول فرض كرد. اين كار در واقع نوعي سرمايه‌گذاري است. همچنين اهداي پول به شيوه‌اي همنوع ‌دوستانه نوعي عمل رضايت‌بخش است كه لذت آن از خريد يك ساعت اعلا بيشتر است. خرج كردن پول آثاري واقعي دارد كه از تبديل آن به اجناس مادي سودمندتر است.

منبع : بوستون گلوب- 23 آگوست 2009

همشهری آنلاین


QR Code

موجها نمی ایستند ، تبدیل میشوند ….

موج اعتراض يقه آبي‌ها در راه است؟
محسن مهدیان

روز یکشنبه کارگران نساجی بوکان متوجه شدند که کارفرما بعد از غیبت طولانی در کارخانه حضور یافته است و همراهش چند نفر کارشناس بانک ملی هم آمده اند تا از دستگاه ها و اموال کارخانه جهت توقیف لیست برداری کنند. جمعی از کارگران بعد از شنیدن این خبر سریعاً خود را به کارخانه رساندند و به کارفرما گفتند که اموال کارخانه در توقیف آنهاست و برای لیست برداری و توقیف اموال باید از صف اعتراض آنها بگذرد.

در تهران کارگران کارخانه لاستیک‌سازی دنا با پلاکاردهای «مدیر بی‌لیاقت استعفا استعفا، اخراج 4 نماینده توهین به 2000 پرسنل، ما کارگران لاستیک‌سازی دنا خواستار خلع ید مدیران بی‌کفایت هستیم، هیات مدیره بی‌لیاقت اخراج باید گردد» اقدام به برپایی تجمع اعتراضی کردند.

کارگران این کارخانه لاستیک می‌گویند که پس از آنکه لیستی از نام همکاران اخراجی خود را مشاهده کردند، با تشکیل شورایی ضمن اخراج مدیران کارخانه، مدیریت آن را برعهده گرفتند.

در پی اخراج کارگران پر ریس و پیگیری‏های متعدد آنان دیوان عدالت اداری رای به بازگشت به کار کارگران را صادر نموده اما از آن تاریخ تاکنون کار فرمای شرکت از به اجرا گذاشتن رای دیوان خود دار ی نموده است.

کارگران پر ریس از تاریخ مذکور هر روز ساعت 6 صبح تا ساعت 14 بعدازظهر در محل کار خانه به حالت اعتراض حضور داشتند .

صبح روز یکشنبه هم کارگران کارخانه کشت و صنعت هفت تپه دست به اعتصاب زدند و نسبت به حقوق معوقه خود اعتراض کردند.

رکود اقتصادی در کشور رو به وخامت است. وزیر اقتصاد معتقد است که سیاست های پولی را باید اصلاح کرد. این خبر بعد از قطعی شدن حضور وی در دولت دهم از سوی رسانه ها منتشر شد.اتاق بازرگانی پیش از این نسبت به ادامه بحران هشدار داده بود.فعالان بخش خصوصی از بالارفتن ریسک اقتصادی و امنیت می گویند.به گفته این فعالان، وقایع اخیر باعث عدم اطمینان در اقتصاد شده است.به نظر می رسد این ادعا منطقی باشد .هیچ یک از 33 مهمان خارجی مدعو به یک همایش ریاضی در دانشگاه شریف در این همایش شرکت نکردند. این مدعوین هیچ نوع سرمایه گذاری هم قرار نبود انجام دهند و برای شرکت در این همایش کمی دست زدن و تشویق کفایت می کرد.کارشناسان با بی سابقه خواندن این اتفاق مجلس ختم ندا و دادگاههای تواب سازی را مقصر دانستند.

اما مسئولین فکر می کنند می توان با چرخش متغیرنقدینگی، اقتصاد را متحول کرد. حجم پول از 21500 میلیارد تومان در اسفند 86 به 15700 میلیارد تومان در دی ماه 87 کاهش یافته است. کاهش 27 درصدی حجم نقدینگی در حالیکه تورم 25 درصد است یعنی قدرت خرید مردم نسبت به قبل 52 درصد کاهش یافته است.

با این حال فعالان بخش خصوصی منتظرند دولت بسته جدید بعد از انتخابات را عرضه کند.افزایش نقدینگی احتمالا تنها راه کار در کوتاه مدت است. با افزایش نقدینگی کنترل و مهار تورم به شیوه قبل از انتخابات دیگر ممکن نخواهد بود.

گزارش های رسمی از افزایش 3 درصد نرخ بیکاری در تهران خبر می دهد.طی یک ماه و نیم گذشته 1646 کارگر به خیل کارگران اخراجی پیوستند.

اخراج 500 کارگر از شرکت روکش چوبی ایران 900 کارگر از کارخانه صنایع مخابراتی از راه دور و 230 کارگر هتل آزادی طی یک ماه و نیم گذشته در رسا نه ها گزارش شده است.
در 500 کارخانه 200 هزار کارگر از 3 تا 50 ماه حقوق در یافت نکرده اند.

این وضعین البته طبیعی است. ایرالکو مجبور است محصولات خود را حدود 700 تومان زیر بازار در بورس کالا بفروشد که باز هم به دلیل بالاتر بودن قیمت آلمینیوم نسبت به بازار های جهانی خریداران استقبال نمی کنند. این بحران باعث شده تولید ایرالکو 50 درصد کاهش یابد.

شرکت های بزرگ صنعت فولاد بورسی با میانگین بازدهی منفی 44 درصد طی تیر ماه 87 تا پایان تیر ماه 88 دوران رکود را تجربه می کنند .

با واردات بیش از یک میلیون تن شکر در سال گذشته ، 50 درصد واحدهای تولیدی شکر در مدار زیان قرار گرفتندو در باقی کارخانه ها نیز تولید عملا متوقف شده است.

چک مبادله شده در نظام بانکی در پایان سال گذشته نسبت به سال پیش از ان 42 درصد کاهش یافت.

این در حالی است که چک های برگشتی 7.8 درصد افزایش پیدا کرد که از بعد جنگ تا به حال بی سابقه بوده است .

گزارش های بورس نیز حاکی از سراشیبی سقوط در 150 شرکت بورسی است.

60 درصد ظرفیت تولید کنندگان لوازم خانگی نیز غیر فعال شده است.

ساخت وساز در تهران حداقل 60 درصد کاهش یافته است.

در حال حاظر 56 هزار میلیارد تومان بدهی بانکی وجود دارد.

تعداد فزاینده بیکاران و نیمه بیکاران به گونه ای محتوم در ورای این رکود و ورشکستگی پیاپی کارخانه جات است.کارگران به اقشار زیر طبقه سقوط خواهند کرد. آنان دراستیصال کامل برای بقای خود به اشتغال غیر رسمی روی خواهند آورد. از این پس میلیونها یقه آبی که جامعه علیرغم توانایی که دارند خواهان کارشان نیست، خود را بازنده مناسبات جدید می پندارند.

طی چند ماه گذشته تمامی اخبار دال برشکل گیری گسترده اعتراضات یقه آبی ها دارد. ادامه روند کنونی و بی توجهی به رکود بنگاههای اقتصادی موج اعتراضات آبی را به راه خواهد انداخت.

ناگزیر این موج شباهت هایی هم با موج سبز خواهد داشت. به نظر می رسد این تحرکات از طرح هلندی رسانه‏ای هم خطرناک تر باشد. شاید از نسخه بیلدربرگی براندازی نرم هم جلوتر رود. شاید هم برخی بخواهند آن را پروژه آژاکس 3 بنامند.

تحرکات آبی‏ها بدون شک متعصبانه است. تنها مچ بند سبز نیست که جای خود را به یقه های آبی می دهد. انگیزه اصلی این حرکت خودجوش نگرانی از گرسنگی خانواده و شیر خشک فرزند نوزاد و اجاره مسکن آخر ماه و ادامه تحصیل فرزند و درمان همسر است.

هر نفر که بیکار شود با خود حداقل 4 نفر را به زیر خط فقر می برد.این خانواده بدون شک مستعد فساد می شود.سرکوب جنبش آبی ها و برگزاری دادگاه فیروزه ای ،حتی اگر به تواب سازی هم بیانجامد ،باز هم مانع فساد و انحرافات اجتماعی نخواهد شد.آنومی و دختران فراری، ایدز و کودکان خیابانی و طلاق و اعتیاد و سرقت و قتل موج قرمزی است که پس از بی توجهی به اعتراضات آبی به سادگی قابل مهار نخواهد بود.

البته شاید اگر منافع یقه آبی ها به یقه سفید ها (کارفرمایان و مدیران و سرمایه داران) گره بخورد – که بنظر می رسد در شرایط فعلی گره خورده باشد – بتوان امید داشت که اعتراضات آبی و فیروزه ای موثر باشد.

نباید فراموش کرد که هیچ کس اعتراض یقه سفید ها را مخملی و نرم نمی داند. یقه سفید ها ولی نعمتند.

یک صبح تا ظهر تعطیلی بازار طلا در اعتراض به قانون مالیات بر ارزش افزوده، برای ملغی شدن آن به دست رئیس جمهور کفایت می کند. اعتراض یقه سفید ها همیشه سفید است نه رنگی.

باید از خلسه پراندوه سبز خارج شد و بیشتر نگران خروش آبی‏ها و سیاهی فقر و قرمزی فساد بود.

منبع : سایت الف


QR Code

پله های بحران اقتصادی

وقتی سخن از بحران اقتصادی کنونی به میان می‌آید، خبرها و گزارش‌ها پر می‌شوند از آمار و ارقام. آمار و ارقامی که گاهی در نگاه نخست فهمیدن آن به نظر مشکل می‌آید. با این همه بحران اقتصادی که پیش از هر چیز دامن بانک‌ها و سرمایه‌گذاران بزرگ را گرفته است، تاثیر خود را بر زندگی مردم نیز نشان می‌دهد.

بحران اقتصادی کنونی از نظر شدت و گسترگی حتی با بزرگترین بحران اقتصادی جهان در سال ۱۹۲۹ مقایسه می‌شود. در بحران بزرگی که از سال ۱۹۲۹ آغاز و تا سال ۱۹۳۳ ادامه یافت، میزان تولید در جهان بیش از ۵۰ درصد کاهش یافت و عمده‌ترین کشورهای صنعتی جهان از نظر میزان تولید به وضعیت بیست یا سی سال پیش از بحران بازگشتند. حدود چهل میلیون کارگر در سراسر جهان کار خود را از دست دادند و هزاران مؤسسه مالی و اعتباری ورشکست شدند. گفته می‌شود، زیان‌های ناشی از این بحران به مراتب بیشتر از خسارات ناشی از جنگ اول جهانی بود.

آنچه در پی می‌آید گاه‌شماری است از بحران حاکم بر اقتصاد جهان از سال ۱۹۹۹ تاکنون:

  • سال ۱۹۹۹

قوانین نه چندان سختگیرانه برای اعطای وام در آمریکا و نیز کاهش نرخ بهره از سوی بانک مرکزی ایالات متحده به افزایش بیش از حد وام‌های با بهره کم منجر می‌شود؛ به گونه‌ای که بانک‌ها حتی می توانند رویای آن دسته از شهروندان کم درآمدی را پیش از این توانایی خرید خانه را نداشتند، با دادن وام‌هایی با سود اندک برآورده سازند.

امید به افزایش بهای خانه در آینده موجب می شود، به احتمال عدم توانایی خریداران خانه به بازپرداخت وام‌های دریافتی هیچ توجهی نشود. در این میان یک مسئله دیگر هم به طور کامل مورد بی‌توجهی قرار گرفت و آن این که میزان سود در نظر گرفته شده برای وام‌های اعطایی از سوی بانک‌ها در آمریکا برای کوتاه مدت تعیین شده و نرخ سود همواره با توجه به نرخ بهره تعیین شده از سوی بانک مرکزی اصلاح می‌شود. در این شرایط چنانچه نرخ بهره یک بار دیگر افزایش یابد این خطر وجود دارد که بسیاری از بدهکاران دیگر نتوانند قسط وام‌های خود را به بانک‌ها بپردازند.

  • سال ۲۰۰۰


بانک‌ها برای کاستن از ریسک وام‌های مسکن روشی به ظاهر نبوغ آمیز ابداع می‌کنند: آنها وام های اعطا شده را در قالب بسته‌های سرمایه‌گذاری در بازار بورس عرضه می‌کنند. در این میان آژانس‌های ارزش‌گذاری که وظیفه تعیین میزان امنیت و سود‌آوری بنگاه‌ها و موسسات مالی را بر عهده دارند، حمایت شایان توجهی از بانک‌ها کرده و سود‌‌آوری بسته‌های ارایه شده از سوی بانک‌ها را تضمین می‌کنند.

بسته‌های سرمایه‌گذاری با استقبال قابل توجهی در بازار بورس روبرو می‌شود و حتی بانک‌ها، شرکت‌های بیمه و بنگاه‌های سرمایه‌گذاری در اروپا نیز به امید کسب سودی قابل توجه به خرید این بسته‌ها و ارایه آنها به مشتریان خود روی می‌آورند.

میزان خطر نهفته در این بسته‌های سرمایه‌گذاری به ظاهر سود‌آور حتی از چشم کارشناسان بدبین هم دور می‌ماند. چرا که آنها برای ارزشیابی این بسته‌ها بایستی وضعیت مالی تک تک دریافت‌کنندگان وام مسکن در آمریکا را مورد بررسی قرار دهند. با توجه به شمار بسیار بالای وام‌های مسکن که یک‌جا به صورت بسته‌های سرمایه‌گذاری ارایه شده‌اند، انجام چنین کاری غیر‌ممکن است.

  • سال ۲۰۰۴


بانک مرکزی آمریکا نگران افزایش نرخ تورم در این کشور است و از این رو از ژوئن سال ۲۰۰۴ نرخ بهره را به تدریج افزایش می دهد. اقدام بانک مرکزی آمریکا یک رشته واکنش‌های زنجیره‌ای را به دنبال دارد. بلافاصله نرخ سود اعتبار‌‌هایی که از طریق به گرو گذاشتن مستقلات از سوی بانک‌ها اعطا شده‌اند افزایش می‌یابد.

از این رو بسیاری از صاحبان خانه و مستقلات یک‌ شبه با قسط‌هایی روبرو می‌شوند که توان پرداخت آن را ندارند. حتی بسیاری از افراد با در‌آمد بالا هم که در دوران رونق بازار مسکن بخشی از ارزش خانه و مستقلات خود را برای دریافت وام نزد بانک‌ها گرو گذاشته‌اند، از وضعیت تازه صدمه می‌بینند.

در حالی که بازار مسکن یک بار دیگر وارد دوران رکود شده است، حراج روزافزون خانه‌ و مستقلات دریافت‌کنندگان وام از سوی بانک‌ها برای وصول طلب خود به این وضعیت دامن می‌زند.

بحران اقتصادی جهانی به نارضایتی‌ها در کشورهای مختلف از جمله در غرب دامن زده است و در برخی موارد این نارضایتی‌ها به اعتصاب‌ها و زد و خوردهای خیابانی کشیده شده است.

  • سال ۲۰۰۷


هر روز بر شمار کسانی که از پرداخت قسط وام‌هایشان عاجز مانده‌اند، افزوده می‌شود. بانک‌ها، شرکت‌های بیمه و بنگاه‌های سرمایه‌گذاری مجبور می‌شوند، از بخش قابل توجهی از مطالبات خود صرف‌نظر کنند. شمار زیادی از موسسات اعتباری مسکن اعلام ورشکستگی می کنند.

با فروپاشی بانک بزرگ «نوردرن راک» در انگلستان موج ورشکستگی موسسات مالی به تدریج اروپا را نیز در هم‌ می‌نوردد. به دنبال ورشکستگی چندین بانک و موسسه مالی بزرگ کوچک دیگر در اروپا و آمریکا دست‌اندرکاران بانک‌ها ناگهان متوجه وضعیت خطرناکی می‌شوند، که در آن قرار دارند. در نتیجه دیگر هیچ بانکی به دیگری اعتماد نمی کند. بانک‌ها حتی از اعطای اعتبارهای روزانه به یکدیگر خودداری می‌کنند. در این میان بانک‌های مرکزی تلاش می‌کنند، از طریق تزریق‌های میلیاردی روند گردش پول را در جریان نگاه دارند.

  • بهار ۲۰۰۸


خرید پرسر و صدای بانک‌های در معرض خطر از سوی بانک‌ها و موسسات دیگر تنها مدت کوتاهی آرامش را به بازارهای مالی باز می گرداند. موسسه جی پی مورگان بانک بیر استرنس و بخش هایی از موسسه مالی واشنگتن موتوآل را به قیمتی نمادین از آن خود می کند. مریل لینج هم به تصاحب بانک آف امریکا در می آید. در کشورهای اروپایی نیز بانک‌های در معرض خطر دست به دست می‌شوند. در این میان برای جوش خوردن این معاملات دولت‌ها نیز مجبورند وارد میدان شده و تضمین‌های میلیاردی ارایه کنند. با این حال همه می دانند که خطر پیش‌بینی نشده در روند اعطای وام‌های مسکن هنوز برطرف نشده است. هیچ کس نمی داند، چه پیش می‌آید.

  • پاییز ۲۰۰۸


ترس از خطرات پیش‌بینی نشده به تدریج بازارهای مالی جهان را در هم می نوردد. بانک‌ها یکی پس از دیگری ورشکست می شوند. کاهش شدید ارزش سهام در بازارهای بورس حتی بانک‌های به ظاهر سالم را هم دچار مشکلات مالی می‌کند.

پس از بحث‌های فراوان سرانجام دولت آمریکا یک طرح نجات ۷۰۰ میلیارد دلاری آماده می‌کند. با این پول قرار است، اعتبار‌های غیر قابل بازپرداخت بانک خریداری شده تا از این طریق به نگرانی فلج کننده در بازار پایان داده شود. اروپایی‌ها هم طرح‌هایی برای غلبه بر بحران آماده می کنند. در حالی که لندن در اندیشه دولتی کردن بانک‌ها است، برلین طرح نجات بانک‌ها را تدوین می‌کند. ایسلند در آستانه ورشکستگی قرار دارد…

بحران مالی به تدریج سایه سنگین خود را روی بخش‌های دیگر اقتصاد هم می‌اندازد. روند کاهش ارزش سهام در سراسر جهان ادامه دارد. شرکت‌ها از کاهش سود خود خبر می‌دهند. بحران به تدریج سراغ طبقه متوسط می‌رود.

منبع


QR Code

مشاور و چوپان

چوپاني مشغول چراندن گله گوسفندان خود در يك مرغزار دورافتاده بود.

ناگهان سر و كله يك اتومبيل جديد كروكي از ميان گرد و غبار جاده هاي خاكي پيدا ميشود. راننده ي آن اتومبيل كه يك مرد جوان با لباس Brioni ، كفشهاي Gucci ، عينك Ray-Ban و كراوات YSL بود، سرش را از پنجره اتومبيل بيرون آورد و پرسيد: اگر من به تو بگويم كه دقيقا چند راس گوسفند داري، يكي از آنها را به من خواهي داد؟

چوپان نگاهي به جوان تازه به دوران رسيده و نگاهي به رمه هایش كه به آرامي در حال چريدن بود، انداخت و با وقار خاصي جواب مثبت داد.
جوان، ماشين خود را در گوشه اي پارك كرد و كامپيوتر Notebook خود را به سرعت از ماشين بيرون آورد، آن را به يك تلفن راه دور وصل كرد، وارد صفحه NASA روي اينترنت، جايي كه ميتوانست سيستم جستجوي ماهواره اي ( GPS) را فعال كند، شد.

منطقه چراگاه را مشخص كرد، يك بانك اطلاعاتي با 60 صفحه كاربرگ Excel را به وجود آورد و فرمول پيچيده عملياتي را وارد كامپيوتر كرد.
بالاخره 150 صفحه اطلاعات خروجي سيستم را توسط يك چاپگر مينياتوري همراهش چاپ كرد و آنگاه در حالي كه آنها را به چوپان ميداد، گفت: شما در اينجا دقيقا 1586 گوسفند داري.
چوپان گفت: درست است. حالا همينطور كه قبلا توافق كرديم، ميتواني يكي از گوسفندها را ببري.
آنگاه به نظاره مرد جوان كه مشغول انتخاب كردن و قرار دادن آن گوسفند در داخل اتومبيلش بود، پرداخت.

وقتي كار انتخاب آن مرد تمام شد، چوپان رو به او كرد و گفت: اگر من دقيقا به تو بگويم كه چه كاره هستي، گوسفند مرا پس خواهي داد
مرد جوان پاسخ داد: آري، چرا كه نه!
چوپان گفت: تو يك مشاور (مهندس صنايع )هستي.
مرد جوان گفت: راست ميگويي، اما به من بگو كه اين را از كجا حدس زدي؟
چوپان پاسخ داد: كار ساده اي است. بدون اينكه كسي از تو خواسته باشد، به اينجا آمدي. براي پاسخ دادن به سوالي كه خود من جواب آن را از قبل ميدانستم، مزد خواستي. مضافا، اينكه هيچ چيز راجع به كسب و كار من نميداني، چون به جاي گوسفند، سگ مرا برداشتي.

نکته اخلاقی : بدانید کجایید و به کجا برای چه میروید !!!

منبع : http://www.bizlog.blogfa.com


QR Code

فرصت سوزی !!!

وقتی که کارگر بودم  ، سعی میکردم کارمو زودتر تموم کنم که اگه شد یه چرتی هم بزنم ..

وقتی کارشناس شدم دیگه از چرت بعدازظهر خبری نبود ، اما سعی می کردم کارمو زود تموم کنم که آخر شب زودتر بخوابم …

اما وقتی منسب مدیریتی رو مزه کردم ، دیگه  از چرت بعدازظهر و خواب شب و تمومی کار خبری نبود

فقط کار و کار و کار ….

لامذهب ها یه دنیا کار میکنن که تو از قضیه عقب بمونی !!! (آخه چند به یک !)

لذا دست به دعا برمیداریم :

خدایا به خواب صبح جمعه مان رحم کن !


QR Code