<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>گاه نوشته های ناصر عباسی &#187; اجتماعی</title>
	<atom:link href="http://www.blog.nabbasi.com/category/%d8%a7%d8%ac%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b9%db%8c/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.blog.nabbasi.com</link>
	<description>زندگی را مردم عادی خرده پوش و لذت و آغوش میدانند ، زندگی شاید چنین باشد ولیکن نه ...</description>
	<lastBuildDate>Fri, 08 Jul 2011 11:14:34 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.1.2</generator>
		<item>
		<title>شاعر و پادشاه</title>
		<link>http://www.blog.nabbasi.com/1390/04/17/%d8%b4%d8%a7%d8%b9%d8%b1-%d9%88-%d9%be%d8%a7%d8%af%d8%b4%d8%a7%d9%87/</link>
		<comments>http://www.blog.nabbasi.com/1390/04/17/%d8%b4%d8%a7%d8%b9%d8%b1-%d9%88-%d9%be%d8%a7%d8%af%d8%b4%d8%a7%d9%87/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 08 Jul 2011 11:14:34 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[اقتصادی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.blog.nabbasi.com/?p=293</guid>
		<description><![CDATA[می‌گویند در روزگاران دور، پادشاهی به سوق گذر همی‌کرد و مردمان به استقبالش چونان روان که مورچگان از پی‌دان. شاعری مجیز گوی، مدحی رسا در منقبتش خواند، چونان که پادشاه پا برفرش داشت و سر بر عرش. نظمی موزون بود و حال شاهنشاه از کیف افزون. شاعر را وعده صلتی از زر سرخ داد که [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>می‌گویند در روزگاران دور، پادشاهی به سوق گذر همی‌کرد و مردمان به استقبالش چونان روان که مورچگان از پی‌دان. شاعری مجیز گوی، مدحی رسا در منقبتش خواند، چونان که پادشاه پا برفرش داشت و سر بر عرش.</p>
<p>نظمی موزون بود و حال شاهنشاه از کیف افزون. شاعر را وعده صلتی از زر سرخ داد که دو شتر از عهده حمل آن خارج باشند.</p>
<p>فردا روز، آفتاب که از مشرق برآمد، شاعر بی‌نوا به بارگاه ملک نازل شد که زمین به لطف خورشید گرم و رعیت به بخشش ملک. باری از وعده شاه به او بازگفت.</p>
<p>شاه روی در هم کشید که ابله! دیروز مرا شعری گفتی که خوش‌خوشانم شد. گفتم چیزی بگویم که تو را چون من خوش‌خوشان گردد. خوشحالی من به حرفی صدتا یک غاز بند بود و خوشحالی تو به وعده‌ای پوچ.!!</p>
<p>…</p>
<p>شده‌است قصه ما و برخی از مشتریان که مطالبات چندین ماهه از آن‌ها داریم. وقتی که می‌گوییم مطالبات ما را کی‌پرداخت می‌کنید؟ می‌گویند هفته دیگر همه پرداخت‌ها انجام می‌شود. بعد از ما می‌پرسند که کارهای ما را چه زمانی انجام می‌دهید، می‌گوییم که هفته دیگر همه کارها انجام می‌شود. آن‌ها یک چیز می‌گویند ما خوشمان می‌آید (و عملی نمی‌کنند حرفشان را) ما هم یک‌چیزی می‌گوییم آن‌ها خوششان بیاید (لابد چون پول نداده‌اند، نباید انتظار ادامه کار مفت و مجانی را داشته‌باشند)<br />
منبع : <a href="http://www.behsad.com/weblog/?p=1207" target="_blank">روزنوشت های بهساد</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.blog.nabbasi.com/1390/04/17/%d8%b4%d8%a7%d8%b9%d8%b1-%d9%88-%d9%be%d8%a7%d8%af%d8%b4%d8%a7%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>حداقل دانش</title>
		<link>http://www.blog.nabbasi.com/1389/02/12/%d8%ad%d8%af%d8%a7%d9%82%d9%84-%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4/</link>
		<comments>http://www.blog.nabbasi.com/1389/02/12/%d8%ad%d8%af%d8%a7%d9%82%d9%84-%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 01 May 2010 20:34:16 +0000</pubDate>
		<dc:creator>nabbasi</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[ادبیات]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.blog.nabbasi.com/?p=250</guid>
		<description><![CDATA[بی سوادان قرن ۲۱ کسانی نیستند که نمی توانند بخوانند و بنویسند بلکه کسانی هستند که نمی توانند آموخته های کهنه را دور بریزند ودوباره بیاموزند. &#8220;الوین تافلر&#8221;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div>
<div>
<div>
<p dir="rtl">بی سوادان قرن ۲۱ کسانی نیستند که نمی توانند بخوانند و بنویسند<br />
بلکه کسانی هستند که نمی توانند آموخته های کهنه را دور بریزند ودوباره بیاموزند.</p>
</div>
</div>
</div>
<p dir="rtl">
<p>&#8220;الوین تافلر&#8221;</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.blog.nabbasi.com/1389/02/12/%d8%ad%d8%af%d8%a7%d9%82%d9%84-%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>آیا کارآفرینان باید دروغ بگویند؟</title>
		<link>http://www.blog.nabbasi.com/1389/01/31/%d8%a2%db%8c%d8%a7-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d8%a2%d9%81%d8%b1%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d8%af%d8%b1%d9%88%d8%ba-%d8%a8%da%af%d9%88%db%8c%d9%86%d8%af%d8%9f/</link>
		<comments>http://www.blog.nabbasi.com/1389/01/31/%d8%a2%db%8c%d8%a7-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d8%a2%d9%81%d8%b1%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d8%af%d8%b1%d9%88%d8%ba-%d8%a8%da%af%d9%88%db%8c%d9%86%d8%af%d8%9f/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 20 Apr 2010 08:29:48 +0000</pubDate>
		<dc:creator>nabbasi</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[اقتصادی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.blog.nabbasi.com/?p=246</guid>
		<description><![CDATA[نویسنده: دانیل آیزنبرگ Harvard Business Review یکی از مدیران باتجربه اخیرا به من گفت که اگرشخصی نداند چگونه در موقع لزوم به طور جدی حقیقت را بپیچاند نمی‌تواند یک کارآفرین شود. من گفت‌وگوهای زیادی با کارآفرینان در مورد دروغ گفتن داشته‌ا‌م. همه آنها از نظر تئوریک با دروغگویی مخالفند، اما در موقعیت‌های اجرایی، بیشتر آنها [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<blockquote>
<p dir="rtl"><span style="color: #ff0000;">نویسنده: دانیل آیزنبرگ</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #ff0000;">Harvard Business Review</span></p>
<p dir="rtl"><a href="http://www.blog.nabbasi.com/wp-content/uploads/2010/04/Manageres-Lie.jpg"><img class="aligncenter size-medium wp-image-247" title="Manageres Lie" src="http://www.blog.nabbasi.com/wp-content/uploads/2010/04/Manageres-Lie-300x206.jpg" alt="" width="300" height="206" /></a></p>
</blockquote>
<p dir="rtl">یکی از مدیران باتجربه   اخیرا به من گفت که اگرشخصی نداند چگونه در موقع لزوم به طور جدی  حقیقت  را بپیچاند نمی‌تواند یک کارآفرین شود.</p>
<table style="height: 14px;" border="0" cellspacing="0" cellpadding="0" width="150" align="left" bordercolor="#111111">
<tbody>
<tr>
<td width="100%"><a href="javascript:PopupPic('2058/30-04.jpg%20%20%20%20%20%20%20%20%20%20%20')"> </a></td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p>من گفت‌وگوهای زیادی با کارآفرینان در مورد دروغ گفتن داشته‌ا‌م. همه آنها  از نظر تئوریک با دروغگویی مخالفند، اما در موقعیت‌های اجرایی، بیشتر آنها  تا حدودی آن را به کار می‌گیرند. بعضی از آنها واژه «دروغ گفتن» را دوست  ندارند و ترجیح می‌دهند که آن را اغراق در واقعیت یا حتی بازاریابی بنامند،  اما بدیهی است که بسیاری از کارآفرینان احساس می‌کنند باید حقیقت را  بپیچانند یا آن را به زعم خود پیرایش کنند، یا آشکارا برخی عبارت‌های  «دوستانه» را جعل کنند تا میدان فعالیت اقتصادی برای آنها هموار شود.<br />
آیا  پیچاندن حقیقت توسط کارآفرینان قابل اغماض است؟ آیا اعتقاد افراطی به گفتن  حقیقت یک کار لوکس است که فعالان اقتصادی تازه وارد نمی‌توانند از عهده آن  برآیند؟ اگر چنین است آیا ما باید به کارآفرینان یاد بدهیم که کی و چگونه  دروغ بگویند یا باید همان استاندارد‌هایی که برای شرکت‌های جاافتاده در نظر  می‌گیریم برای تازه کارها هم تعمیم بدهیم ؟<br />
چند سال پیش با کارآفرینی  کار می‌کردم که سرمایه اولیه ناچیز خود را به ۱۰ میلیون دلار افزایش داده  بود. یک عنصر کلیدی در پیشبرد سرمایه‌گذاری‌های او روابط استراتژیک وی با  یک مشتری چند ملیتی بود. یک روز قبل از نهایی کردن سرمایه‌گذاری، آن مشتری  اطلاع داد که کنار کشیده است. به دوستم پیشنهاد کردم که شرکای سرمایه‌گذار  خود را از این خبر مطلع کند، اما او ترجیح داد که آنها در اولین جلسه هیات  مدیره پس از واریز پول به بانک از این موضوع باخبر شوند. نمی‌دانم او چگونه  به آنها اطلاع داد، اما هیچ‌گونه بازخورد منفی آشکاری وجود نداشت. اگر من  در آن شرایط بودم ممکن بود از روی خامی‌ و بی تجربگی به خاطر مشتری از دست  رفته جنجال و هیاهوی زیادی به راه می‌انداختم و این کار من منجر به فروپاشی  شرکت می‌شد. ریسک‌پذیری این کارآفرین در آن شرایط خاص عواید زیادی برای او  به همراه آورد. آیا گفتن این دروغ برای کارآفرین مورد نظربرای حفظ منافع  خودش قابل قبول بود؟<br />
با کارآفرین دیگری کار کردم که گروه بازاریابی او  بروشورهایی در زبان‌های مختلف برای محصولات جدیدی چاپ کرده بود با این  مضمون که آن محصولات با موفقیت مرحله آزمایشی را طی کرده است. برای مشتریان  آمریکایی، این موضوع قابل درک بود، اما مشتریان ژاپنی وقتی دریافتند که  مشخصات محصول به صورت فرضی نوشته شده است خیلی شوکه شدند و این امر منجر به  بحران در اعتماد طرفین شد، ولی این کارآفرین نیز مسیر خود را طی کرد. آیا  با تکیه بر فرهنگی که در آن کار می‌کنیم می‌توانیم دروغ بگوییم؟ اگر بله  چگونه؟<br />
هزاران کارآفرین عمدا پیش‌بینی‌های خود را بالا می‌برند با این  انتظار که سرمایه‌گذاران حداقل نیمی‌از این پیش‌بینی‌ها را باور خواهند  کرد؛ با وجودی که یقین دارند اگر خوب بازی نکنند جریمه خواهند شد. همان طور  که یک کارآفرین پیشگام و موفق که فروش واقعی او حدود نصف پیش‌بینی  اولیه‌اش بود به من گفت که این یک بازار کاملا جدید است و ما هیچ اطلاعی از  آن نداشتیم و به همین دلیل آنگونه که مشتریان دوست داشتند عمل کردیم، یعنی  آماری اعلام کردیم که آنها منتظر شنیدنش بودند. آیا غلو در گفتن واقعیت  صحیح است هنگامی‌که طرف مقابل واقعیت غلو شده را انتظار می‌کشد؟<br />
کارآفرینی  را می‌شناسم که در آفریقا زندگی می‌کند و سیاست «رشوه نگیرید، رشوه ندهید»  را در دستور کار قرار داده است. او خودش اصلا اهل رشوه دادن نیست، اما  استدلال می‌کند که با این روش ما می‌توانیم بسیاری از مشکلاتمان را فورا حل  کنیم. او می‌گوید: «من حل شدن مشکلاتم را از این طریق دوست ندارم، ولی  رشوه دادن در بسیاری از کشورها یکی از راه‌هایی است که مردم کار خودشان را  با آن پیش می‌برند.» دوست من پی‌ریزی کرده است که بودجه مشخصی را برای  توزیع‌کنندگان تعیین کنند تا آنها توان مالی لازم را برای پرداخت‌هایی از  این نوع که به «پرداخت‌های آسان‌سازی» معروف هستند برای مواقعی که خیلی  ضروری است، داشته باشند. آیا شما فکر می‌کنید این سیاست برای کارآفرینان  تازه وارد خوب است؟<br />
وقتی که من و دو شریک دیگرم در سال ۱۹۹۰ شرکت خود را  در حوزه تکنولوژی تاسیس کردیم در گفتن اینکه چه تعداد پروژه انجام  داده‌ایم و آنها تا چه حدی موفق بودند اغراق کردیم. با گذشت سال‌ها ما در  انجام پروژه‌هایمان تا آن حد موفق شدیم که ما را از دروغ گفتن بی‌نیاز کرد  که برای ما آسودگی خاطر زیادی به ارمغان آورد. ادامه دادن به تبلیغات  اغراق‌آمیز درباره شرکت خیلی وسوسه‌انگیز بود، اما رفته رفته احساس کردیم  توانایی آن را داریم که برای گفتن حقیقت سختگیری کنیم. آیا دروغ گفتن در  زمانی که تصمیم دارید پس از برطرف شدن نیازتان آن را متوقف کنید قابل تایید  است؟<br />
من پاسخ صحیح را ندارم، اما باور دارم که دروغگویی‌های کارآفرینی،  با هر اسمی ‌که روی آن بگذاریم، خیلی رایج‌تر از آن است که ما تصور  می‌کنیم. ما همچنان شاهد بحث‌های جدی در این زمینه هم از نظر تئوریک وهم در  دنیای واقعی خواهیم بود.<br />
بنابراین بیایید از همین جا شروع کنیم: شما  چه فکر می‌کنید؟</p>
<p>مترجم:عاطفه کردگاری<br />
منبع : <a href="http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=203225" target="_blank">دنیای اقتصاد</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.blog.nabbasi.com/1389/01/31/%d8%a2%db%8c%d8%a7-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d8%a2%d9%81%d8%b1%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d8%af%d8%b1%d9%88%d8%ba-%d8%a8%da%af%d9%88%db%8c%d9%86%d8%af%d8%9f/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>معادله احساس خوشبختی و پول</title>
		<link>http://www.blog.nabbasi.com/1389/01/03/%d9%85%d8%b9%d8%a7%d8%af%d9%84%d9%87-%d8%a7%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%b4%d8%a8%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d9%88-%d9%be%d9%88%d9%84/</link>
		<comments>http://www.blog.nabbasi.com/1389/01/03/%d9%85%d8%b9%d8%a7%d8%af%d9%84%d9%87-%d8%a7%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%b4%d8%a8%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d9%88-%d9%be%d9%88%d9%84/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 23 Mar 2010 09:32:24 +0000</pubDate>
		<dc:creator>nabbasi</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[اقتصادی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.blog.nabbasi.com/?p=232</guid>
		<description><![CDATA[پول به شرطی باعث شادی می‌شود که شما داشته باشید و دیگران نداشته باشند تحقیقات جدید نشان می‌دهد پول فقط به شرطی برای شما شادی به همراه می‌آورد که شما بیش‌تر از دوستان و همسایگانتان داشته باشید. با وجود پیشرفت‌های زیادی که در طول ۴۰ سال گذشته در زمینه استانداردهای زندگی در بریتانیا صورت گرفته [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h2>پول به شرطی باعث شادی می‌شود که شما داشته باشید و دیگران نداشته باشند</h2>
<div>
<div>تحقیقات جدید نشان می‌دهد پول فقط به شرطی برای شما شادی به همراه می‌آورد که شما بیش‌تر از دوستان و همسایگانتان داشته باشید.<br />
با وجود پیشرفت‌های زیادی که در طول ۴۰ سال گذشته در زمینه استانداردهای زندگی در بریتانیا صورت گرفته است هنوز هم بسیاری از انسان‌ها از زندگی خود احساس شادی نمی‌کنند. <a href="http://www.blog.nabbasi.com/wp-content/uploads/2010/03/money_1601163c.jpg"><img class="alignleft size-full wp-image-233" title="money" src="http://www.blog.nabbasi.com/wp-content/uploads/2010/03/money_1601163c.jpg" alt="" width="265" height="180" /></a><br />
دانشمندان با انجام تحقیقاتی متوجه شدند داشتن خودروی پیشرفته و گران‌قیمت ، خانه بزرگ و شغل خوب فقط به شرطی برای شما شادی به همراه می آورد که دوستان و همسایگان شما این امکانات را در اختیار نداشته باشند یا کم‌تر داشته باشند.<br />
تلاش کسب پول و ثروت بیش‌تر باعث می‌شود مردم ساعت‌های بیش‌تری را صرف کار کردن کنند تا بتوانند خود را در نردبان اجتماعی بالاتر ببرند.<br />
دکتر کریس بویس از دپارتمان روانشناسی دانشگاه وارویک گفت : امروزه بسیاری از انسان‌ها قربانی نارضایتی مزمن از زندگیشان هستند.<br />
او برای بررسی این موضوع تحقیقی را روی بیش از ۱۰ هزار نفر و در طول هفت سال انجام داد تا میزان شادی انسان‌ها را در مقابل میزان درآمدی که کسب می‌کنند بررسی کند.<br />
در این تحقیقات مشخص شد مردم فقط زمانی که بیش‌تر از همسایگان خود پول و ثروت دارند شادترند.<br />
دکتر بویس در این باره گفت : استانداردهای زندگی در طول ۴۰ سال گذشته پیشرفت چشم‌گیری داشته است ، اما این پیشرفت برای همه بوده است.بنابراین اگر شما دارای خودروی گرانقیمتی هستید و همسایگان شما هم دارای همین خودروها هستند ، احساس شادی زیادی به شما دست نمی‌دهد.<br />
بنابراین اگر شما دارای بهترین خانه یا خودرو در محله خود نیستید شاید چندان احساس شادی از داشتن خودرو یا ماشین معمولی به شما دست ندهد.<br />
دکتر بویس در ادامه گفت : رشد اقتصادی ممکن است باعث ثروتمندتر شدن یک جامعه شود ، اما الزاما باعث شادتر شدن افراد آن جامعه نخواهد شد.<br />
در صورتی که همه افراد یک جامع ثروتمندتر شوند تاثیر چندانی در شادی کلی افراد آن جامعه به وجود نخواهد آمد ، آن هم به این دلیل است که برای شادتر بودن بیش‌تر از دیگران داشتن مهم است.<br />
در صورتی که فردی تمام مدت به دنبال کسب پول و ثروت بیش‌تر باشد تا خود را از اطرافیان خود بالاتر ببرد ممکن است مجبور شود چیزهای دیگری مانند خانواده و دوستان خود را فدا کند که این مشکل در بسیاری از خانواده های امروزی دیده می شود.<br />
<a href="http://www.telegraph.co.uk/news/newstopics/howaboutthat/7497380/Money-only-makes-you-happy-if-you-have-more-than-neighbours.html" target="_blank"><strong>تلگراف</strong></a> ، ۲۲ مارس</p>
<p>منبع : <a href="http://www.khabaronline.ir/news-50603.aspx" target="_blank">خبر آنلاین</a></p>
</div>
</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.blog.nabbasi.com/1389/01/03/%d9%85%d8%b9%d8%a7%d8%af%d9%84%d9%87-%d8%a7%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%b4%d8%a8%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d9%88-%d9%be%d9%88%d9%84/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>آزمایش ذهنها</title>
		<link>http://www.blog.nabbasi.com/1388/05/10/%d8%a2%d8%b2%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d8%b0%d9%87%d9%86%d9%87%d8%a7/</link>
		<comments>http://www.blog.nabbasi.com/1388/05/10/%d8%a2%d8%b2%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d8%b0%d9%87%d9%86%d9%87%d8%a7/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 01 Aug 2009 11:44:34 +0000</pubDate>
		<dc:creator>nabbasi</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.blog.nabbasi.com/?p=109</guid>
		<description><![CDATA[این مطلب را تا آخر بخوانید و به اتفاقی که می افته کمی فکر کنید (۳۰ ثانیه بیشتر وقت نمی گیره) لطفا به سوالات زیر به سرعت پاسخ دهید: نتیجه چیست؟ ۲+۲ . . ۴+۴ . . ۸+۸ . . ۱۶+۱۶ . . خیلی سریع عددی بین ۱۲ تا ۵ انتخاب کنید. انتخاب کردید؟ حالا [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: right; direction: rtl;" dir="rtl"><span lang="FA">این مطلب را تا آخر بخوانید و به اتفاقی که می افته کمی فکر کنید (۳۰ ثانیه بیشتر وقت نمی گیره)</span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl;" dir="rtl"><span dir="ltr"> </span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl;" dir="rtl"><span dir="ltr"> </span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl;" dir="rtl"><span lang="FA">لطفا به سوالات زیر به سرعت پاسخ دهید:</span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl;" dir="rtl"><span lang="FA"> </span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl;" dir="rtl"><span lang="FA">نتیجه چیست؟</span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl;" dir="rtl">
<p style="text-align: right; direction: rtl;" dir="rtl">
<p style="text-align: right; direction: rtl;" dir="rtl"><span lang="FA"> </span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl;" dir="rtl"><span lang="FA">۲+۲</span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl;" dir="rtl">.</p>
<p style="text-align: right; direction: rtl;" dir="rtl">.</p>
<p style="text-align: right; direction: rtl;" dir="rtl">
<p style="text-align: right; direction: rtl;" dir="rtl">
<p style="text-align: right; direction: rtl;" dir="rtl"><span lang="FA"> </span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl;" dir="rtl"><span lang="FA"> </span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl;" dir="rtl"><span lang="FA"> </span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl;" dir="rtl"><span lang="FA"> </span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl;" dir="rtl"><span lang="FA">۴+۴</span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl;" dir="rtl">.</p>
<p style="text-align: right; direction: rtl;" dir="rtl">.</p>
<p style="text-align: right; direction: rtl;" dir="rtl">
<p style="text-align: right; direction: rtl;" dir="rtl">
<p style="text-align: right; direction: rtl;" dir="rtl"><span lang="FA"> </span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl;" dir="rtl"><span lang="FA"> </span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl;" dir="rtl"><span lang="FA"> </span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl;" dir="rtl"><span lang="FA"> </span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl;" dir="rtl"><span lang="FA">۸+۸</span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl;" dir="rtl">.</p>
<p style="text-align: right; direction: rtl;" dir="rtl">.</p>
<p style="text-align: right; direction: rtl;" dir="rtl">
<p style="text-align: right; direction: rtl;" dir="rtl">
<p style="text-align: right; direction: rtl;" dir="rtl"><span lang="FA"> </span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl;" dir="rtl"><span lang="FA"> </span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl;" dir="rtl"><span lang="FA"> </span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl;" dir="rtl"><span lang="FA"> </span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl;" dir="rtl"><span lang="FA">۱۶+۱۶</span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl;" dir="rtl">.</p>
<p style="text-align: right; direction: rtl;" dir="rtl">.</p>
<p style="text-align: right; direction: rtl;" dir="rtl">
<p style="text-align: right; direction: rtl;" dir="rtl">
<p style="text-align: right; direction: rtl;" dir="rtl"><span lang="FA"> </span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl;" dir="rtl"><span lang="FA"> </span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl;" dir="rtl"><span lang="FA"> </span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl;" dir="rtl"><span lang="AR-SA"> </span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl;" dir="rtl"><span lang="FA">خیلی سریع عددی بین ۱۲ تا ۵ انتخاب کنید. انتخاب کردید؟</span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl;" dir="rtl"><span lang="FA">حالا برید پایین</span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl;" dir="rtl"><span lang="FA">.</span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl;" dir="rtl"><span lang="FA">.</span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl;" dir="rtl"><span lang="FA">.</span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl;" dir="rtl"><span lang="FA">.</span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl;" dir="rtl"><span lang="FA">.</span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl;" dir="rtl"><span lang="FA">.</span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl;" dir="rtl"><span lang="FA">.</span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl;" dir="rtl"><span lang="FA">.</span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl;" dir="rtl"><span lang="FA">.</span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl;" dir="rtl"><span lang="FA">.</span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl;" dir="rtl"><span lang="FA">.</span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl;" dir="rtl"><span lang="FA">. </span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl;" dir="rtl"><span lang="FA">.</span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl;" dir="rtl"><span lang="FA">.</span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl;" dir="rtl"><span lang="FA">.</span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl;" dir="rtl"><span lang="FA">.</span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl;" dir="rtl"><span lang="FA">.</span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl;" dir="rtl"><span dir="ltr">.</span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl;" dir="rtl"><span lang="FA">.</span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl;" dir="rtl"><span lang="FA">.</span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl;" dir="rtl"><span lang="FA">.</span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl;" dir="rtl"><span lang="FA">.</span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl;" dir="rtl"><span lang="FA">.</span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl;" dir="rtl"><span lang="FA"> </span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl;" dir="rtl"><span lang="FA">عدد انتخابی شما </span><span style="font-size: 28pt; line-height: 120%; color: red;">۷</span><span lang="FA"> بود؟</span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl;" dir="rtl"><span lang="FA"> </span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl;" dir="rtl"><span lang="FA"> </span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl;" dir="rtl"><span lang="FA">این آزمایش توسط یکی از محققان برجسته در زمینه مطالعات ذهنی در امریکا، پرفسور &#8220;مک کین&#8221; انجام شده.</span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl;" dir="rtl"><span lang="FA">در این آزمایش با طرح ۴ سوال اول ذهن شما شرطی شده و در هنگام انتخاب عددی بین ۱۲ تا ۵ ابتدا ذهن این دو عدد را جمع می کند یعنی ۱۷ ولی ۱۷ بین دو عدد ۱۲ تا ۵ نیست. ذهن اتوماتیک به عدد ۷ می رسد که از ۵ هم بزرگتر است.</span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl;" dir="rtl"><span lang="FA">این آزمایش انقلاب بزرگی در آزمایشات رفتاری ذهن نسبت به آموخته های ما از دوران کودکی و اجتماع و آنچیزی که شبانه روز از طریق رسانه ها به ما میرسد ایجاد کرده است.</span></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl;" dir="rtl"><span lang="FA">طبق نتیجه تحقیقات مردم وقتی ذهنشان شرطی شد از انتخاب یا تفکر در جهت دیگر می ترسند و در دراز مدت استقلال فکری هر کس مسائل پیرامونش می شود نه تفکرات واقعی خودش.</span></p>
<p><span lang="FA">به گفته دانشمندان: بیشتر فکر کنید و از بیان نتایجی که می رسید نترسید</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.blog.nabbasi.com/1388/05/10/%d8%a2%d8%b2%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d8%b0%d9%87%d9%86%d9%87%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>اعتراضی نکردم &#8230;</title>
		<link>http://www.blog.nabbasi.com/1388/04/02/%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d8%b6%db%8c-%d9%86%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%85/</link>
		<comments>http://www.blog.nabbasi.com/1388/04/02/%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d8%b6%db%8c-%d9%86%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%85/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 22 Jun 2009 19:42:36 +0000</pubDate>
		<dc:creator>nabbasi</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[ادبیات]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.blog.nabbasi.com/?p=86</guid>
		<description><![CDATA[اول به سراغ یهودی‌ها رفتند من یهودی نبودم، اعتراضی نکردم . پس از آن به لهستانی‌ها حمله بردند من لهستانی نبودم و اعتراضی نکردم . آن‌گاه به لیبرال‌ها فشار آوردند من لیبرال نبودم، اعتراض نکردم سپس نوبت به کمونیست‌ها رسید کمونیست نبودم، بنابراین اعتراضی نکردم . سرانجام به سراغ من آمدند هر چه فریاد زدم [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: right; direction: rtl;" dir="rtl"><a href="http://www.blog.nabbasi.com/wp-content/uploads/2009/06/download.jpg"><img class="size-full wp-image-85 aligncenter" title="download" src="http://www.blog.nabbasi.com/wp-content/uploads/2009/06/download.jpg" alt="" /></a></p>
<p style="text-align: right; direction: rtl;" dir="rtl">اول به سراغ یهودی‌ها رفتند</p>
<p style="text-align: right; direction: rtl;" dir="rtl">من یهودی نبودم، اعتراضی نکردم .</p>
<p style="text-align: right; direction: rtl;" dir="rtl">پس از آن به لهستانی‌ها حمله بردند</p>
<p style="text-align: right; direction: rtl;" dir="rtl">من لهستانی نبودم و اعتراضی نکردم .</p>
<p style="text-align: right; direction: rtl;" dir="rtl">آن‌گاه به لیبرال‌ها فشار آوردند</p>
<p style="text-align: right; direction: rtl;" dir="rtl">من لیبرال نبودم، اعتراض نکردم</p>
<p style="text-align: right; direction: rtl;" dir="rtl">سپس نوبت به کمونیست‌ها رسید</p>
<p style="text-align: right; direction: rtl;" dir="rtl">کمونیست نبودم، بنابراین اعتراضی نکردم .</p>
<p style="text-align: right; direction: rtl;" dir="rtl">سرانجام به سراغ من آمدند</p>
<p>هر چه فریاد زدم کسی نمانده بود که اعتراضی کند.</p>
<p style="text-align: left;"><span style="font-size: medium; font-family: Times New Roman; color: #000000;"><span style="font-size: 10pt;" lang="FA"> </span></span>برتولت برشت</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.blog.nabbasi.com/1388/04/02/%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d8%b6%db%8c-%d9%86%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>تکامل</title>
		<link>http://www.blog.nabbasi.com/1388/03/08/%d8%aa%da%a9%d8%a7%d9%85%d9%84/</link>
		<comments>http://www.blog.nabbasi.com/1388/03/08/%d8%aa%da%a9%d8%a7%d9%85%d9%84/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 28 May 2009 23:25:51 +0000</pubDate>
		<dc:creator>nabbasi</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[ادبیات]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.blog.nabbasi.com/?p=81</guid>
		<description><![CDATA[هفت مفهوم زیبا که بدون هفت چیز دیگر خطرناک است . لذت بدون وجدان دانش بدون شخصیت تجارت بدون اخلاق علم بدون انسانیت عبادت بدون ایثار سیاست بدون شرافت ثروت بدون زحمت دست نوشته گاندی به نوه اش]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>هفت مفهوم زیبا که بدون هفت چیز دیگر خطرناک است .</p>
<ul>
<li><strong>لذت بدون وجدان</strong></li>
<li><strong>دانش بدون شخصیت</strong></li>
<li><strong>تجارت بدون اخلاق</strong></li>
<li><strong>علم بدون انسانیت</strong></li>
<li><strong>عبادت بدون ایثار</strong></li>
<li><strong>سیاست بدون شرافت</strong></li>
<li><strong>ثروت بدون زحمت </strong></li>
</ul>
<p style="text-align: left;">دست نوشته گاندی به نوه اش</p>
<p style="text-align: left;">
<p style="text-align: left;">
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.blog.nabbasi.com/1388/03/08/%d8%aa%da%a9%d8%a7%d9%85%d9%84/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>teamwork</title>
		<link>http://www.blog.nabbasi.com/1388/03/03/teamwork/</link>
		<comments>http://www.blog.nabbasi.com/1388/03/03/teamwork/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 23 May 2009 21:09:15 +0000</pubDate>
		<dc:creator>nabbasi</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[اقتصادی]]></category>
		<category><![CDATA[تکنولوژی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.blog.nabbasi.com/?p=78</guid>
		<description><![CDATA[کار تیمی دردسر یا راه حل ؟]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><a href="http://www.blog.nabbasi.com/wp-content/uploads/2009/05/22may2009-pic-7.jpg"><img class="size-medium wp-image-77 alignnone" title="22may2009-pic-7" src="http://www.blog.nabbasi.com/wp-content/uploads/2009/05/22may2009-pic-7-247x300.jpg" alt="" width="327" height="396" /></a></p>
<p style="text-align: center;">کار تیمی دردسر یا راه حل ؟</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.blog.nabbasi.com/1388/03/03/teamwork/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مشاور و چوپان</title>
		<link>http://www.blog.nabbasi.com/1387/12/01/%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1-%d9%88-%da%86%d9%88%d9%be%d8%a7%d9%86/</link>
		<comments>http://www.blog.nabbasi.com/1387/12/01/%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1-%d9%88-%da%86%d9%88%d9%be%d8%a7%d9%86/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 18 Feb 2009 21:50:45 +0000</pubDate>
		<dc:creator>nabbasi</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[اقتصادی]]></category>
		<category><![CDATA[تکنولوژی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.blog.nabbasi.com/?p=70</guid>
		<description><![CDATA[چوپانی مشغول چراندن گله گوسفندان خود در یک مرغزار دورافتاده بود. ناگهان سر و کله یک اتومبیل جدید کروکی از میان گرد و غبار جاده های خاکی پیدا میشود. راننده ی آن اتومبیل که یک مرد جوان با لباس Brioni ، کفشهای Gucci ، عینک Ray-Ban و کراوات YSL بود، سرش را از پنجره اتومبیل [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>چوپانی مشغول چراندن گله گوسفندان خود در یک مرغزار دورافتاده بود.</p>
<p>ناگهان سر و کله یک اتومبیل جدید کروکی از میان گرد و غبار جاده های خاکی پیدا میشود. راننده ی آن اتومبیل که یک مرد جوان با لباس Brioni ، کفشهای Gucci ، عینک Ray-Ban و کراوات YSL بود، سرش را از پنجره اتومبیل بیرون آورد و پرسید: اگر من به تو بگویم که دقیقا چند راس گوسفند داری، یکی از آنها را به من خواهی داد؟</p>
<p>چوپان نگاهی به جوان تازه به دوران رسیده و نگاهی به رمه هایش که به آرامی در حال چریدن بود، انداخت و با وقار خاصی جواب مثبت داد.<br />
جوان، ماشین خود را در گوشه ای پارک کرد و کامپیوتر Notebook خود را به سرعت از ماشین بیرون آورد، آن را به یک تلفن راه دور وصل کرد، وارد صفحه NASA روی اینترنت، جایی که میتوانست سیستم جستجوی ماهواره ای ( GPS) را فعال کند، شد.</p>
<p>منطقه چراگاه را مشخص کرد، یک بانک اطلاعاتی با ۶۰ صفحه کاربرگ Excel را به وجود آورد و فرمول پیچیده عملیاتی را وارد کامپیوتر کرد.<br />
بالاخره ۱۵۰ صفحه اطلاعات خروجی سیستم را توسط یک چاپگر مینیاتوری همراهش چاپ کرد و آنگاه در حالی که آنها را به چوپان میداد، گفت: شما در اینجا دقیقا ۱۵۸۶ گوسفند داری.<br />
چوپان گفت: درست است. حالا همینطور که قبلا توافق کردیم، میتوانی یکی از گوسفندها را ببری.<br />
آنگاه به نظاره مرد جوان که مشغول انتخاب کردن و قرار دادن آن گوسفند در داخل اتومبیلش بود، پرداخت.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.blog.nabbasi.com/wp-content/uploads/2009/02/shepherd_2006_470x320.jpg"><img class="size-medium wp-image-67 aligncenter" title="shepherd_2006_470x320" src="http://www.blog.nabbasi.com/wp-content/uploads/2009/02/shepherd_2006_470x320-300x204.jpg" alt="" width="300" height="204" /></a></p>
<p>وقتی کار انتخاب آن مرد تمام شد، چوپان رو به او کرد و گفت: اگر من دقیقا به تو بگویم که چه کاره هستی، گوسفند مرا پس خواهی داد<br />
مرد جوان پاسخ داد: آری، چرا که نه!<br />
چوپان گفت: تو یک مشاور (مهندس صنایع )هستی.<br />
مرد جوان گفت: راست میگویی، اما به من بگو که این را از کجا حدس زدی؟<br />
چوپان پاسخ داد: کار ساده ای است. بدون اینکه کسی از تو خواسته باشد، به اینجا آمدی. برای پاسخ دادن به سوالی که خود من جواب آن را از قبل میدانستم، مزد خواستی. مضافا، اینکه هیچ چیز راجع به کسب و کار من نمیدانی، چون به جای گوسفند، سگ مرا برداشتی.</p>
<p>نکته اخلاقی : بدانید کجایید و به کجا برای چه میروید !!!</p>
<p>منبع : <a href="http://www.bizlog.blogfa.com/8606.aspx" target="_blank">http://www.bizlog.blogfa.com</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.blog.nabbasi.com/1387/12/01/%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1-%d9%88-%da%86%d9%88%d9%be%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>6</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>دنیایی که به ارث می گذاریم &#8230;</title>
		<link>http://www.blog.nabbasi.com/1387/11/24/%d8%af%d9%86%db%8c%d8%a7%db%8c%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%d8%b1%d8%ab-%d9%85%db%8c-%da%af%d8%b0%d8%a7%d8%b1%db%8c%d9%85/</link>
		<comments>http://www.blog.nabbasi.com/1387/11/24/%d8%af%d9%86%db%8c%d8%a7%db%8c%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%d8%b1%d8%ab-%d9%85%db%8c-%da%af%d8%b0%d8%a7%d8%b1%db%8c%d9%85/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 12 Feb 2009 18:04:45 +0000</pubDate>
		<dc:creator>nabbasi</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[طنز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.blog.nabbasi.com/?p=61</guid>
		<description><![CDATA[همه آزادیم . اما آزاد میشویم یا آزاد می کنیم !؟]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;">همه آزادیم . اما آزاد میشویم یا آزاد می کنیم !؟</p>
<p><a href="http://www.blog.nabbasi.com/wp-content/uploads/2009/02/manahagh03.jpg"><img class="size-full wp-image-60 alignnone" title="مانا نیستانی" src="http://www.blog.nabbasi.com/wp-content/uploads/2009/02/manahagh03.jpg" alt="" width="359" height="569" /></a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.blog.nabbasi.com/1387/11/24/%d8%af%d9%86%db%8c%d8%a7%db%8c%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%d8%b1%d8%ab-%d9%85%db%8c-%da%af%d8%b0%d8%a7%d8%b1%db%8c%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>فرصت سوزی !!!</title>
		<link>http://www.blog.nabbasi.com/1387/10/29/51/</link>
		<comments>http://www.blog.nabbasi.com/1387/10/29/51/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 18 Jan 2009 12:39:03 +0000</pubDate>
		<dc:creator>nabbasi</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[اقتصادی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.blog.nabbasi.com/?p=51</guid>
		<description><![CDATA[وقتی که کارگر بودم  ، سعی میکردم کارمو زودتر تموم کنم که اگه شد یه چرتی هم بزنم .. وقتی کارشناس شدم دیگه از چرت بعدازظهر خبری نبود ، اما سعی می کردم کارمو زود تموم کنم که آخر شب زودتر بخوابم &#8230; اما وقتی منسب مدیریتی رو مزه کردم ، دیگه  از چرت بعدازظهر [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>وقتی که کارگر بودم  ، سعی میکردم کارمو زودتر تموم کنم که اگه شد یه چرتی هم بزنم ..</p>
<p>وقتی کارشناس شدم دیگه از چرت بعدازظهر خبری نبود ، اما سعی می کردم کارمو زود تموم کنم که آخر شب زودتر بخوابم &#8230;</p>
<p>اما وقتی منسب مدیریتی رو مزه کردم ، دیگه  از چرت بعدازظهر و خواب شب و تمومی کار خبری نبود</p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #800000;"><strong>فقط کار و کار و کار &#8230;.</strong></span></p>
<p>لامذهب ها یه دنیا کار میکنن که تو از قضیه عقب بمونی !!! (آخه چند به یک !)</p>
<p>لذا دست به دعا برمیداریم :</p>
<p>خدایا به خواب صبح جمعه مان رحم کن !</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.blog.nabbasi.com/1387/10/29/51/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نعمت رنگ</title>
		<link>http://www.blog.nabbasi.com/1387/07/12/%d9%86%d8%b9%d9%85%d8%aa-%d8%b1%d9%86%da%af/</link>
		<comments>http://www.blog.nabbasi.com/1387/07/12/%d9%86%d8%b9%d9%85%d8%aa-%d8%b1%d9%86%da%af/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 03 Oct 2008 19:23:33 +0000</pubDate>
		<dc:creator>nabbasi</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[ادبیات]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.blog.nabbasi.com/?p=35</guid>
		<description><![CDATA[]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><a href="http://www.blog.nabbasi.com/wp-content/uploads/2008/10/seepic.jpg"><img class="size-full wp-image-34 alignnone" title="seepic" src="http://www.blog.nabbasi.com/wp-content/uploads/2008/10/seepic.jpg" alt="" width="500" height="719" /></a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.blog.nabbasi.com/1387/07/12/%d9%86%d8%b9%d9%85%d8%aa-%d8%b1%d9%86%da%af/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

