ارسال های قرار گرفته در طنز

تیر ۲۲, ۱۳۸۹

کی چکاره است ؟

سیاستمدار: کسی است که می تواند به شما بگوید به جهنم بروید منتها به نحوی که شما برای این سفر لحظه شماری کنید. مشاور: کسی است که ساعت شما را از دستتان باز می کند و بعد به شما می گوید ساعت چند است. حسابدار: کسی است که قیمت هر چیز را می داند ولی […]

» باقی این نوشته را بخوانید ...

تیر ۲۰, ۱۳۸۹

سرنوشت یک درخواست …

» باقی این نوشته را بخوانید ...

اسفند ۲۷, ۱۳۸۸

نگو با قند و با چایی !

من از آن دور ها دیدم که می آید به سوی خانه ی مخلص « عمو نوروز» عیالم زیر لب غرید : ” من آخر با چه چیزی میتوانم کرد از این مهمان پذیرایی؟؟ نگو با قند و با چایی ! خدا نا کرده آخر این که از ره میرسد عید است. و اقدامات او […]

» باقی این نوشته را بخوانید ...

بهمن ۱۷, ۱۳۸۸

با ما باشید وگرنه عقب میمانید …

یاد روزگار جوانی خوش . این متن رو توی یکی از وبلاگ های مشترک گذشته پیدا کردم . خودم هم نسبت به نوشته هام احساس غریبی می کنم . خلاصه که ببینید چه میکنه این روزگار با جنب و جوش های جوانی ….. با ما باشید وگرنه عقب میمانید سلام توی این چند خط میتونین […]

» باقی این نوشته را بخوانید ...

تیر ۴, ۱۳۸۸

تصویر یکی از اشوبگران چند روز اخیر

منبع : رنگین کمان

» باقی این نوشته را بخوانید ...

تیر ۲, ۱۳۸۸

روز شمار هفته آخر خرداد ۸۸ به قلم ابراهیم رها

۱ تیر ۱۳۸۸ ساعت ۱۸:۳۱

به قلم ابراهیم رها

ستون نامه‌هایی به سانی تعطیل شد. برای همیشه تعطیل شد. اگر ایراد و کاستی داشت پای من. اگر حسنی داشت پای سانی. سهم ما هم یک یادش به‌خیر خالی. آنچه امروز می‌نویسم یک وقایع‌نگاری شتابزده است. شاید در فرصتی بشود آن را مبسوط نوشت.

طنز کلامم کمتر است که تلخی این روزها بیشتر بوده.

ابراهیم رها

بیست‌وسوم خرداد

مهدی کروبی خیلی سفارش کرده که نخوابیم. خودش هم گمانم تا صبح کبریت گذاشته لای پلک‌هایش و یاد و خاطره چهار سال پیش را بدجوری زنده نگهداشته! بی‌خوابی به همه سرایت کرده، دوستان شمارشگر آراء هم نخوابیده‌اند و تکلیف انتخابات را همان نصف شب معلوم کرده‌اند. یکی – دو ساعت پس از پایان انتخابات را همان نصف شب معلوم کرده‌اند. یکی – دو ساعت پس از پایان انتخابات ده میلیون رأی را شمرده‌اند و شصت‌وسه درصد مردم به احمدی‌نژاد رأی داده‌اند (نه این جمله، جزو طنز مطلبم نبود، من تا این حد به طنز تلخ علاقه ندارم!) سپیده نزده دوستان شمارشگر سی میلیون رأی را شمرده‌اند و کماکان شصت‌وسه درصد آراء متعلق به احمدی‌نژاد است! یقین پیدا می‌کنم یا کردان هنوز از وزارت کشور نرفته یا دوستانش تعداد اعدادی که بلدند محدود است! ول کن این شصت‌وسه نیستند هیچ رقمه! توی دلم می‌گویم حالا نمی‌شد کروبی سفارش نخوابیدن نمی‌کرد که این دوستان نصف شب اینقدر زحمت نکشند و حاصل کارشان این شود که وقتی نتایج آراءشان را جمع می‌زنی از مردم تا سوراخ سنبه‌ها را دنبال رأیشان می‌گردند. پلیس چون احساس می‌کند تمام سوراخ سنبه‌ها خیلی بی‌ناموسی است یک‌مقدار متنابهی با مردم برخورد می‌کند و برخورد می‌کند و… برخورد می‌کند! احمدی‌نژاد می‌آید میدان ولی‌عصر و در جمع پرشور و میلیونی حدود ده هزار نفر شعری با قافیه خس و خاشاک می‌گوید. روزهای بعد قافیه این شعر فرو می‌رود توی چشم خیلی‌ها (مودب بودم گفتم چشم!)

» باقی این نوشته را بخوانید ...

بهمن ۲۴, ۱۳۸۷

دنیایی که به ارث می گذاریم …

همه آزادیم . اما آزاد میشویم یا آزاد می کنیم !؟

» باقی این نوشته را بخوانید ...